garish

[ایالات متحده]/ˈɡeərɪʃ/
[بریتانیا]/ˈɡerɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طرز بیش از حد درخشان یا زرق و برق دار، بیش از حد رنگارنگ یا تزئین شده
adv. به طرز درخشان و جلب توجه کننده
n. کیفیت درخشان و جلب توجه کننده، یک نمایش زرق و برق دار

جملات نمونه

garish makeup.See Synonyms at gaudy 1

آرایش زننده. به مترادف‌ها در gaudy مراجعه کنید 1

garish shirts in all sorts of colours.

پیراهن های زننده با رنگ های مختلف.

She wore a garish outfit to the party.

او لباس زننده ای به مهمانی پوشید.

The garish colors clashed with the room's decor.

رنگ های زننده با دکوراسیون اتاق همخوانی نداشتند.

The garish neon sign lit up the street at night.

تابلوی نئون زننده در شب خیابان را روشن کرد.

The garish makeup made her look like a clown.

آرایش زننده او را شبیه یک دلقک کرد.

He couldn't stand the garish design of the website.

او نمی توانست طرح زننده وب سایت را تحمل کند.

The garish decorations overwhelmed the small room.

دکوراسیون زننده اتاق کوچک را در بر گرفت.

The garish advertisement drew attention but for the wrong reasons.

تبلیغ زننده توجه را جلب کرد اما به دلایل نادرست.

She painted her nails a garish shade of green.

او ناخن هایش را به رنگ سبز زننده نقاشی کرد.

The garish wallpaper in the restaurant was a distraction from the food.

کاغذ دیواری زننده در رستوران باعث حواس پرتی از غذا شد.

The garish lighting in the club gave it a lively atmosphere.

نور زننده در کلاب فضایی پر جنب و جوش به آن بخشید.

نمونه‌های واقعی

As for the future of garments, I think fashion will become garish.

در مورد آینده لباس‌ها، فکر می‌کنم مد بیش از حد زننده خواهد شد.

منبع: Hu Min reads stories to remember TOEFL vocabulary.

They must look queer in their garish frames on the walls of the peasant house.

آنها باید عجیب به نظر برسند در قاب‌های زننده‌شان روی دیوار خانه دهقان.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

That cause you've always wanted it. It's garish with julienne of egg white.

آن هدفی که همیشه می‌خواستید. این زننده است با ژولین از سفیده تخم مرغ.

منبع: Gourmet Base

All right. Well, don't get anything too garish.

باشه. خوب، زیاد چیز زننده نگیرید.

منبع: Modern Family Season 9

All of that was seen as the garish trappings of Babylon.

همه آن موارد به عنوان زینت‌های زننده بابِل دیده می‌شد.

منبع: Fresh air

Why is it all so bright and garish?

چرا همه چیز آنقدر روشن و زننده است؟

منبع: Vicious Season 1

And pay no worship to the garish sun.

و به خورشید زننده احترام نکنید.

منبع: I really love the sound.

Suddenly finding yourself in a street bathed in garish purple light can be unsettling.

ناگهان خود را در کوچه ای غرق در نور بنفش زننده می بینید، می تواند آزاردهنده باشد.

منبع: Liaoyuan Flywheel - October

He also works in black and white, softening the garish hospital light to convey the motion and intensity of the carers.

او همچنین با سیاه و سفید کار می کند، نور زننده بیمارستان را ملایم می کند تا حرکت و شدت مراقبان را نشان دهد.

منبع: The Economist (Summary)

Chanel found American culture garish and the  world of Hollywood films unsophisticated by

شنل فرهنگ آمریکایی را زننده و دنیای فیلم های هالیوود را غیرمتعارف یافت.

منبع: Character Profile

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید