gash

[ایالات متحده]/gæʃ/
[بریتانیا]/ɡæʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بریدگی عمیق و طولانی (یا زخم)
vt. بریدن یا چاک دادن
Word Forms
قسمت سوم فعلgashed
صفت یا فعل حال استمراریgashing
جمعgashes
شکل سوم شخص مفردgashes
زمان گذشتهgashed

عبارات و ترکیب‌ها

deep gash

بریدگی عمیق

bloody gash

بریدگی خونین

جملات نمونه

a bad gash in one leg became infected.

یک زخم بد در یک پا دچار عفونت شد.

Sap flowed from the gash in the tree.

صمغ از زخم درخت خارج شد.

the blast ripped a 25-foot gash in the hull.

انفجار یک شکاف 25 فوتی در بدنه ایجاد کرد.

the jagged edges gashed their fingers.

لبه‌های تیز انگشتانشان را زخمی کرد.

He gashed his arm on a piece of broken glass.

او بازوی خود را روی یک تکه شیشه شکسته زخمی کرد.

a wicked cough; a wicked gash; wicked driving conditions.

یک سرفه وحشتناک؛ یک زخم وحشتناک؛ شرایط رانندگی خطرناک.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید