deep gash
بریدگی عمیق
bloody gash
بریدگی خونین
a bad gash in one leg became infected.
یک زخم بد در یک پا دچار عفونت شد.
Sap flowed from the gash in the tree.
صمغ از زخم درخت خارج شد.
the blast ripped a 25-foot gash in the hull.
انفجار یک شکاف 25 فوتی در بدنه ایجاد کرد.
the jagged edges gashed their fingers.
لبههای تیز انگشتانشان را زخمی کرد.
He gashed his arm on a piece of broken glass.
او بازوی خود را روی یک تکه شیشه شکسته زخمی کرد.
a wicked cough; a wicked gash; wicked driving conditions.
یک سرفه وحشتناک؛ یک زخم وحشتناک؛ شرایط رانندگی خطرناک.
deep gash
بریدگی عمیق
bloody gash
بریدگی خونین
a bad gash in one leg became infected.
یک زخم بد در یک پا دچار عفونت شد.
Sap flowed from the gash in the tree.
صمغ از زخم درخت خارج شد.
the blast ripped a 25-foot gash in the hull.
انفجار یک شکاف 25 فوتی در بدنه ایجاد کرد.
the jagged edges gashed their fingers.
لبههای تیز انگشتانشان را زخمی کرد.
He gashed his arm on a piece of broken glass.
او بازوی خود را روی یک تکه شیشه شکسته زخمی کرد.
a wicked cough; a wicked gash; wicked driving conditions.
یک سرفه وحشتناک؛ یک زخم وحشتناک؛ شرایط رانندگی خطرناک.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید