heal

[ایالات متحده]/hiːl/
[بریتانیا]/hiːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بهبود بخشیدن یا دوباره سالم کردن؛
vi. دوباره سالم شدن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریhealing
زمان گذشتهhealed
جمعheals
قسمت سوم فعلhealed
شکل سوم شخص مفردheals

عبارات و ترکیب‌ها

healing process

فرآیند ترمیم

healing power

قدر شفا

healing properties

ویژگی‌های درمانی

healing touch

لمس شفا بخش

heal up

بهبود یابد

self heal

خود ترمیمی

جملات نمونه

the skin will cicatrice and it will heal soon.

پوست دچار جای زخم می‌شود و به زودی التیام می‌یابد.

A clean cut heals quickly.

یک برش تمیز به سرعت التیام می‌یابد.

The wound healed soundly.

زخم به خوبی التیام یافت.

healed the rift between us.

شکاف بین ما را التیام بخشید.

healing by first intention .

التیاع با قصد اول.

his concern is to heal sick people.

نگرانی او درمان بیماران است.

the body's inbuilt ability to heal itself.

توانایی ذاتی بدن برای ترمیم خود.

the healing power of redemptive love.

قدرت التیام بخشنده عشق رهایی بخش.

healing of previously refractory ulcers.

التیاع زخم‌های مقاومی که قبلاً وجود داشت.

healing by second intention .

التیاع با قصد دوم.

The pustule healed and scarred.

چرک التیام یافت و جای زخم گذاشت.

The wound healed over.

زخم التیام یافت.

heal a wounded spirit;

روح زخمی را التیام بخشید;

She seems to have a vocation for healing.

به نظر می‌رسد او برای التیام استعداد دارد.

He was healed of his sickness.

او از بیماری‌اش التیام یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید