gaucherie

[ایالات متحده]/ˌɡəʊʃəˈriː/
[بریتانیا]/ˌɡoʊʃəˈriː/

ترجمه

n. بی‌دقتی یا ناهنجاری؛ یک عمل ناهنجار یا بی‌ادبانه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

social gaucherie

گاوچرِی اجتماعی

awkward gaucherie

گاوچرِی دست و پا چلفتی

childish gaucherie

گاوچرِی کودکانه

endearing gaucherie

گاوچرِی دوست‌داشتنی

clumsy gaucherie

گاوچرِی ناشی از بی‌حرفتی

genuine gaucherie

گاوچرِی اصیل

artistic gaucherie

گاوچرِی هنری

unintentional gaucherie

گاوچرِی غیرعمدی

socially awkward gaucherie

گاوچرِی اجتماعی دست و پا چلفتی

charming gaucherie

گاوچرِی جذاب

جملات نمونه

his gaucherie at the party made everyone uncomfortable.

خُودنمایی او در مهمانی باعث ناراحتی همه شد.

she tried to hide her gaucherie during the interview.

او سعی کرد خُودنمایی خود را در طول مصاحبه پنهان کند.

his social gaucherie often leads to awkward situations.

خُودنمایی اجتماعی او اغلب منجر به موقعیت‌های ناخوشایند می‌شود.

despite his gaucherie, she found him charming.

با وجود خُودنمایی‌اش، او را جذاب یافت.

her gaucherie in public speaking is well-known.

خُودنمایی او در سخنرانی در جمع شناخته شده است.

he laughed off his gaucherie, making everyone relax.

او خُودنمایی خود را نادیده گرفت و باعث آرامش همه شد.

gaucherie can sometimes be endearing in a child.

خُودنمایی گاهی اوقات می‌تواند در یک کودک دوست‌داشتنی باشد.

her gaucherie was evident when she tripped on stage.

خُودنمایی او زمانی که روی صحنه زمین خورد آشکار بود.

he often feels gaucherie in new social settings.

او اغلب در محیط‌های اجتماعی جدید احساس خُودنمایی می‌کند.

many people can relate to feelings of gaucherie.

بسیاری از مردم می‌توانند با احساسات خُودنمایی همذات پنداری کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید