| جمع | gaucheries |
social gaucherie
گاوچرِی اجتماعی
awkward gaucherie
گاوچرِی دست و پا چلفتی
childish gaucherie
گاوچرِی کودکانه
endearing gaucherie
گاوچرِی دوستداشتنی
clumsy gaucherie
گاوچرِی ناشی از بیحرفتی
genuine gaucherie
گاوچرِی اصیل
artistic gaucherie
گاوچرِی هنری
unintentional gaucherie
گاوچرِی غیرعمدی
socially awkward gaucherie
گاوچرِی اجتماعی دست و پا چلفتی
charming gaucherie
گاوچرِی جذاب
his gaucherie at the party made everyone uncomfortable.
خُودنمایی او در مهمانی باعث ناراحتی همه شد.
she tried to hide her gaucherie during the interview.
او سعی کرد خُودنمایی خود را در طول مصاحبه پنهان کند.
his social gaucherie often leads to awkward situations.
خُودنمایی اجتماعی او اغلب منجر به موقعیتهای ناخوشایند میشود.
despite his gaucherie, she found him charming.
با وجود خُودنماییاش، او را جذاب یافت.
her gaucherie in public speaking is well-known.
خُودنمایی او در سخنرانی در جمع شناخته شده است.
he laughed off his gaucherie, making everyone relax.
او خُودنمایی خود را نادیده گرفت و باعث آرامش همه شد.
gaucherie can sometimes be endearing in a child.
خُودنمایی گاهی اوقات میتواند در یک کودک دوستداشتنی باشد.
her gaucherie was evident when she tripped on stage.
خُودنمایی او زمانی که روی صحنه زمین خورد آشکار بود.
he often feels gaucherie in new social settings.
او اغلب در محیطهای اجتماعی جدید احساس خُودنمایی میکند.
many people can relate to feelings of gaucherie.
بسیاری از مردم میتوانند با احساسات خُودنمایی همذات پنداری کنند.
social gaucherie
گاوچرِی اجتماعی
awkward gaucherie
گاوچرِی دست و پا چلفتی
childish gaucherie
گاوچرِی کودکانه
endearing gaucherie
گاوچرِی دوستداشتنی
clumsy gaucherie
گاوچرِی ناشی از بیحرفتی
genuine gaucherie
گاوچرِی اصیل
artistic gaucherie
گاوچرِی هنری
unintentional gaucherie
گاوچرِی غیرعمدی
socially awkward gaucherie
گاوچرِی اجتماعی دست و پا چلفتی
charming gaucherie
گاوچرِی جذاب
his gaucherie at the party made everyone uncomfortable.
خُودنمایی او در مهمانی باعث ناراحتی همه شد.
she tried to hide her gaucherie during the interview.
او سعی کرد خُودنمایی خود را در طول مصاحبه پنهان کند.
his social gaucherie often leads to awkward situations.
خُودنمایی اجتماعی او اغلب منجر به موقعیتهای ناخوشایند میشود.
despite his gaucherie, she found him charming.
با وجود خُودنماییاش، او را جذاب یافت.
her gaucherie in public speaking is well-known.
خُودنمایی او در سخنرانی در جمع شناخته شده است.
he laughed off his gaucherie, making everyone relax.
او خُودنمایی خود را نادیده گرفت و باعث آرامش همه شد.
gaucherie can sometimes be endearing in a child.
خُودنمایی گاهی اوقات میتواند در یک کودک دوستداشتنی باشد.
her gaucherie was evident when she tripped on stage.
خُودنمایی او زمانی که روی صحنه زمین خورد آشکار بود.
he often feels gaucherie in new social settings.
او اغلب در محیطهای اجتماعی جدید احساس خُودنمایی میکند.
many people can relate to feelings of gaucherie.
بسیاری از مردم میتوانند با احساسات خُودنمایی همذات پنداری کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید