gauntness

[ایالات متحده]/ˈɡɔːntnəs/
[بریتانیا]/ˈɡɔntnəs/

ترجمه

n. حالت بسیار لاغر و استخوانی بودن، معمولاً به دلیل رنج یا کمبود غذا؛ ویرانی یا تاریکی، معمولاً در یک محیط فیزیکی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

gauntness and despair

لاغری و ناامیدی

haunting gauntness

لاغری آزاردهنده

gauntness of face

لاغری صورت

extreme gauntness

لاغری شدید

gauntness reveals suffering

لاغری رنج را آشکار می‌کند

gauntness in shadows

لاغری در سایه‌ها

gauntness of hunger

لاغری گرسنگی

gauntness and grief

لاغری و غم

gauntness of life

لاغری زندگی

gauntness speaks volumes

لاغری حرف‌های زیادی می‌گوید

جملات نمونه

the gauntness of the old man was a clear sign of his struggles.

لاغر بودن مرد پیر نشانه‌ای آشکار از تلاش‌های او بود.

her gauntness made her look much older than her actual age.

لاغری او باعث می‌شد خیلی بیشتر از سن واقعی‌اش به نظر برسد.

the gauntness of the landscape reflected the harsh winter.

لاغر و نحیف بودن منظره، زمستان سخت را نشان می‌داد.

he was shocked by the gauntness of his friend after the illness.

او پس از بیماری شوکه شد وقتی لاغری دوستش را دید.

despite her gauntness, she maintained a strong spirit.

با وجود لاغری‌اش، روحیه قوی خود را حفظ کرد.

the artist captured the gauntness of the figure perfectly.

هنرمند به خوبی توانست لاغری چهره را به تصویر بکشد.

his gauntness was a result of years of hard labor.

لاغری او نتیجه سال‌ها کار سخت بود.

many people noticed the gauntness of the abandoned dog.

بسیاری از مردم متوجه لاغری سگ رها شده شدند.

her gauntness was often mistaken for elegance.

اغراقاً لاغری او با وقار اشتباه می‌شد.

the gauntness of the building added to its eerie atmosphere.

لاغر و نحیف بودن ساختمان، فضای وهم‌آلود آن را بیشتر می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید