gauziness

[ایالات متحده]/ˈɡɔː.zɪ.nəs/
[بریتانیا]/ˈɡɔː.zɪ.nəs/

ترجمه

n. حالت شبیه به گاز

عبارات و ترکیب‌ها

gauziness effect

اثر محو

gauziness level

سطح محو

gauziness texture

بافت محو

gauziness quality

کیفیت محو

gauziness filter

فیلتر محو

gauziness style

سبک محو

gauziness pattern

الگوی محو

gauziness appearance

ظاهر محو

gauziness design

طراحی محو

gauziness ambiance

فضای محو

جملات نمونه

the gauziness of the fabric made the dress look ethereal.

نازانگی پارچه باعث شد لباس جلوه‌ای رویایی داشته باشد.

she loved the gauziness of the curtains in her bedroom.

او نازانگی پرده‌ها را در اتاق خوابش دوست داشت.

the gauziness of the sunset added a magical touch to the evening.

نازانگی غروب خورشید، لمسه‌ای جادویی به شب بخشید.

in the morning light, there was a gauziness to the air.

در نور صبح، هوا حالتی نازک و لطیف داشت.

the gauziness of her voice captivated everyone in the room.

نازانگی صدای او، هر کسی را در اتاق مسحور کرد.

he appreciated the gauziness of the landscape at dawn.

او منظره‌ی نازک و لطیف در سپیده دم را تحسین کرد.

the gauziness in her scarf made it perfect for a breezy day.

نازانگی روسری‌اش آن را برای یک روزی با نسیم مناسب کرد.

there was a gauziness in her memories of childhood.

در خاطرات کودکی‌اش حالتی نازک و لطیف وجود داشت.

he admired the gauziness of the artwork displayed in the gallery.

او آثار هنری که در گالری به نمایش گذاشته شده بود را به خاطر نازانگی‌اش تحسین کرد.

the gauziness of the mist created a serene atmosphere.

نازانگی مه، فضایی آرام و دلنشین ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید