gazes

[ایالات متحده]/ɡeɪzɪz/
[بریتانیا]/ɡeɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور مداوم و با دقت نگاه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

lost gazes

نگاه‌های گم‌شده

long gazes

نگاه‌های طولانی

soft gazes

نگاه‌های ملایم

intense gazes

نگاه‌های شدید

gentle gazes

نگاه‌های مهربان

curious gazes

نگاه‌های کنجکاوانه

fixed gazes

نگاه‌های ثابت

searching gazes

نگاه‌های جستجوگر

admiring gazes

نگاه‌های تحسین‌آمیز

fleeting gazes

نگاه‌های گذرا

جملات نمونه

she gazes at the stars every night.

او هر شب به ستارگان خیره می‌شود.

he gazes longingly at the beautiful painting.

او با حسرت به نقاشی زیبا خیره می‌شود.

the child gazes in wonder at the magician.

کودک با حیرت به جادوگر خیره می‌شود.

she gazes out the window, lost in thought.

او از پنجره بیرون خیره می‌شود، غرق در فکر.

he gazes into her eyes, searching for answers.

او با نگاهی دقیق به چشمان او خیره می‌شود، به دنبال پاسخ.

the cat gazes curiously at the moving shadows.

گربه با کنجکاوی به سایه‌های متحرک خیره می‌شود.

they gazes at the sunset from the hilltop.

آنها غروب خورشید را از بالای تپه تماشا می‌کنند.

the artist gazes at his canvas for inspiration.

هنرمند برای الهام به بوم نقاشی خود خیره می‌شود.

she gazes at her reflection in the mirror.

او به بازتاب خود در آینه خیره می‌شود.

he gazes at the ocean, feeling a sense of peace.

او به اقیانوس خیره می‌شود، احساس آرامش می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید