stares

[ایالات متحده]/steəz/
[بریتانیا]/stɛrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور ثابت یا خالی به کسی یا چیزی نگاه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

she stares

او خیره می‌شود

he stares

او خیره می‌شود

it stares

آن خیره می‌شود

they stare

آنها خیره می‌شوند

stares back

ج回应看

stares intently

با دقت خیره می‌شود

stares blankly

با حالتی خالی خیره می‌شود

stares in awe

با حیرت خیره می‌شود

stares at nothing

به هیچ چیز خیره می‌شود

stares with curiosity

با کنجکاوی خیره می‌شود

جملات نمونه

she stares at the painting in awe.

او با حیرت به نقاشی خیره می‌شود.

he often stares out the window, lost in thought.

او اغلب از پنجره بیرون خیره می‌شود، غرق در فکر.

the cat stares intently at the bird.

گربه با دقت به پرنده خیره می‌شود.

they stare at each other, unsure of what to say.

آنها به یکدیگر خیره می‌شوند، مطمئن نیستند چه بگویند.

she stares in disbelief at the news on tv.

او با ناباوری به اخبار تلویزیون خیره می‌شود.

he stares at his computer screen for hours.

او ساعت‌ها به صفحه نمایش کامپیوتر خود خیره می‌شود.

the audience stares in silence as the performance begins.

تماشاگران در سکوت به آغاز اجرا خیره می‌شوند.

she stares at her reflection in the mirror.

او به بازتاب خود در آینه خیره می‌شود.

the dog stares at its owner, waiting for a command.

سگ به صاحب خود خیره می‌شود و منتظر دستور است.

he stares at the clock, anxious for the time to pass.

او به ساعت خیره می‌شود، مضطرب برای گذر زمان.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید