geek

[ایالات متحده]/giːk/
[بریتانیا]/ɡik/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که کمدی سطح پایین انجام می‌دهد، شخصی که غیرعادی است؛ یک جهش‌یافته؛ یک فرد وحشی؛ شخصی با هوش فوق‌العاده، یک نابغه اجتماعی ناتوان
Word Forms
جمعgeeks

عبارات و ترکیب‌ها

tech geek

هوشيار فناوري

computer geek

علاقه‌مند به کامپیوتر

جملات نمونه

High IQ means you can be a geek or just a fool.

داشتن هوش بالا به این معناست که می‌توانید یک فرد عجیب و غریب یا فقط یک احمق باشید.

He is a tech geek who loves coding.

او یک فرد عجیب و غریب در زمینه فناوری است که عاشق برنامه نویسی است.

She's a book geek and always carries a novel with her.

او یک طرفدار کتاب است و همیشه یک رمان با خود حمل می‌کند.

The geeky guy in glasses fixed my computer in no time.

آن مرد عجیب و غریب با عینک کامپیوتر من را در مدت کوتاهی تعمیر کرد.

I'm a total history geek and love visiting museums.

من یک طرفدار تاریخ هستم و از بازدید از موزهها لذت می برم.

She's a science geek and can talk for hours about physics.

او یک طرفدار علم است و می تواند ساعت ها در مورد فیزیک صحبت کند.

The group of geeks gathered to discuss the latest technology trends.

گروهی از افراد عجیب و غریب برای بحث در مورد آخرین روندها در فناوری گرد هم آمدند.

He may seem like a geek, but he's actually a talented musician.

او ممکن است مثل یک فرد عجیب و غریب به نظر برسد، اما در واقع یک نوازنده با استعداد است.

The comic book geek spent hours organizing his collection.

آن فرد عجیب و غریب کتابهای کمیک ساعت ها مجموعه خود را مرتب کرد.

As a language geek, she enjoys learning new words from different languages.

به عنوان یک طرفدار زبان، او از یادگیری کلمات جدید از زبان های مختلف لذت می برد.

The computer geek was thrilled to attend the technology conference.

آن فرد عجیب و غریب کامپیوتر از شرکت در کنفرانس فناوری هیجان زده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید