| جمع | gilts |
gilt frame
قاب طلاکاریشده
gilt edges
لبههای طلاکاریشده
The plates have a gilt edge.
صفحه ها دارای لبه طلایی هستند.
gilt-edged securities; gilt-edged credentials.
اوراق قرضه طلایی؛ مدارک طلایی.
the tunic was fastened with a row of gilt buttons.
شنل با ردیفی دکمه طلایی بسته شد.
The plates and bowls have a gilt edge.
صفحه ها و کاسه ها دارای لبه طلایی هستند.
the striker failed to convert three gilt-edged chances.
مهاجم نتوانست سه فرصت طلایی را به گل تبدیل کند.
They planned to have the gilts farrow down about the end of this month.
آنها برنامه ریزی کردند که در اواخر این ماه، گرازهای ماده زایمان کنند.
The screen was an old one, of gilt Spanish leather, stamped and wrought with a rather florid louis-Quatorze pattern.
صفحه یک صفحه قدیمی بود که از چرم اسپانیایی طلا پوشیده شده بود و با یک الگوی نسبتاً سرخ و لوئیس قرطز تزئین شده بود.
a fully gilt version of Edward Barber and Jay Osgerby’s Cidade surtout de table (candelabra) and a monochromatic edition of their hand-blown glass Cupola reading table;
یک نسخه طلایی کامل از Cidade sobretudo de mesa (شمعدان) ادوارد باربر و جی اوسگربی و یک نسخه تک رنگ از میز خواندن شیشه ای دست ساز آنها؛
He’s offered us his villa by the sea for two weeks.The only problem is that we can only have it in February, which rather takes the gilt off the gingerbread.
او ویلای خود را در کنار دریا را برای دو هفته به ما پیشنهاد داده است. تنها مشکل این است که ما فقط می توانیم آن را در ماه فوریه داشته باشیم که تا حدودی جذابیت نان زنجبیلی را از بین می برد.
" Is it of silver gilt" ? I asked him.
آیا از نقره روکشدار است؟ از او پرسیدم.
منبع: "Education of Love" DecemberHowever, this yield rise could be offset if the Bank buys more gilts in a further extension of QE.
با این حال، این افزایش بازدهی ممکن است جبران شود اگر بانک اوراق قرضه بیشتری را در یک گسترش بیشتر QE خریداری کند.
منبع: The Economist (Summary)And she saw framed in the cracking gilt molding a stranger.
و او یک غریبه را در قاببندی طلاکاری ترکخورده دید.
منبع: Gone with the Wind" Gild" is a verb. It means to cover with a fine layer of gilt.
"طلاکاری" فعل است. به معنای پوشاندن با یک لایه نازک طلا است.
منبع: VOA Vocabulary ExplanationSometimes we add gilt to a plain material like wood to make it look better.
گاهی اوقات ما طلاکاری را به یک ماده ساده مانند چوب اضافه می کنیم تا ظاهر بهتری داشته باشد.
منبع: VOA Vocabulary ExplanationThe rout in British gilts was the most dramatic element of a wider sell-off in government bonds.
فروش اجباری اوراق قرضه بریتانیایی، شدیدترین بخش از فروش گسترده اوراق قرضه دولتی بود.
منبع: The Economist - Weekly News HighlightsThe Bank of England acted again to stabilise bond markets and increased its maximum daily purchases of long-dated gilts.
بانک انگلستان بار دیگر برای تثبیت بازارهای اوراق قرضه اقدام کرد و حداکثر خرید روزانه خود از اوراق قرضه بلندمدت را افزایش داد.
منبع: The Economist (Summary)And a lot of times that meant selling gilts, and so gilts were falling really fast.
و اغلب این به معنای فروش اوراق قرضه بود، بنابراین اوراق قرضه به سرعت در حال سقوط بودند.
منبع: Financial Times PodcastBefore we talk about today's idiom, let's talk about words that you will need to know – gilt and gild.
قبل از صحبت درباره ضربالمثل امروز، بیایید در مورد کلماتی که باید بدانید صحبت کنیم - طلاکاری و طلاکاری.
منبع: VOA Vocabulary ExplanationI really thought you were gonna say gilts there.
من واقعاً فکر کردم که شما قرار است آنجا اوراق قرضه را بگویید.
منبع: Financial Times Podcastgilt frame
قاب طلاکاریشده
gilt edges
لبههای طلاکاریشده
The plates have a gilt edge.
صفحه ها دارای لبه طلایی هستند.
gilt-edged securities; gilt-edged credentials.
اوراق قرضه طلایی؛ مدارک طلایی.
the tunic was fastened with a row of gilt buttons.
شنل با ردیفی دکمه طلایی بسته شد.
The plates and bowls have a gilt edge.
صفحه ها و کاسه ها دارای لبه طلایی هستند.
the striker failed to convert three gilt-edged chances.
مهاجم نتوانست سه فرصت طلایی را به گل تبدیل کند.
They planned to have the gilts farrow down about the end of this month.
آنها برنامه ریزی کردند که در اواخر این ماه، گرازهای ماده زایمان کنند.
The screen was an old one, of gilt Spanish leather, stamped and wrought with a rather florid louis-Quatorze pattern.
صفحه یک صفحه قدیمی بود که از چرم اسپانیایی طلا پوشیده شده بود و با یک الگوی نسبتاً سرخ و لوئیس قرطز تزئین شده بود.
a fully gilt version of Edward Barber and Jay Osgerby’s Cidade surtout de table (candelabra) and a monochromatic edition of their hand-blown glass Cupola reading table;
یک نسخه طلایی کامل از Cidade sobretudo de mesa (شمعدان) ادوارد باربر و جی اوسگربی و یک نسخه تک رنگ از میز خواندن شیشه ای دست ساز آنها؛
He’s offered us his villa by the sea for two weeks.The only problem is that we can only have it in February, which rather takes the gilt off the gingerbread.
او ویلای خود را در کنار دریا را برای دو هفته به ما پیشنهاد داده است. تنها مشکل این است که ما فقط می توانیم آن را در ماه فوریه داشته باشیم که تا حدودی جذابیت نان زنجبیلی را از بین می برد.
" Is it of silver gilt" ? I asked him.
آیا از نقره روکشدار است؟ از او پرسیدم.
منبع: "Education of Love" DecemberHowever, this yield rise could be offset if the Bank buys more gilts in a further extension of QE.
با این حال، این افزایش بازدهی ممکن است جبران شود اگر بانک اوراق قرضه بیشتری را در یک گسترش بیشتر QE خریداری کند.
منبع: The Economist (Summary)And she saw framed in the cracking gilt molding a stranger.
و او یک غریبه را در قاببندی طلاکاری ترکخورده دید.
منبع: Gone with the Wind" Gild" is a verb. It means to cover with a fine layer of gilt.
"طلاکاری" فعل است. به معنای پوشاندن با یک لایه نازک طلا است.
منبع: VOA Vocabulary ExplanationSometimes we add gilt to a plain material like wood to make it look better.
گاهی اوقات ما طلاکاری را به یک ماده ساده مانند چوب اضافه می کنیم تا ظاهر بهتری داشته باشد.
منبع: VOA Vocabulary ExplanationThe rout in British gilts was the most dramatic element of a wider sell-off in government bonds.
فروش اجباری اوراق قرضه بریتانیایی، شدیدترین بخش از فروش گسترده اوراق قرضه دولتی بود.
منبع: The Economist - Weekly News HighlightsThe Bank of England acted again to stabilise bond markets and increased its maximum daily purchases of long-dated gilts.
بانک انگلستان بار دیگر برای تثبیت بازارهای اوراق قرضه اقدام کرد و حداکثر خرید روزانه خود از اوراق قرضه بلندمدت را افزایش داد.
منبع: The Economist (Summary)And a lot of times that meant selling gilts, and so gilts were falling really fast.
و اغلب این به معنای فروش اوراق قرضه بود، بنابراین اوراق قرضه به سرعت در حال سقوط بودند.
منبع: Financial Times PodcastBefore we talk about today's idiom, let's talk about words that you will need to know – gilt and gild.
قبل از صحبت درباره ضربالمثل امروز، بیایید در مورد کلماتی که باید بدانید صحبت کنیم - طلاکاری و طلاکاری.
منبع: VOA Vocabulary ExplanationI really thought you were gonna say gilts there.
من واقعاً فکر کردم که شما قرار است آنجا اوراق قرضه را بگویید.
منبع: Financial Times Podcastلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید