give up
دست کشیدن
give back
پس دادن
give in
تسلیم شدن
give oneself
به خود دادن
give out
منتشر کردن
give aid to
کمک به
give or take
بیش یا کم
give it away
آن را به اشتراک بگذار
give of oneself
خود را ارائه دادن
give attention to
توجه به
give away
هدیه دادن
give advice
مشورت بده
give off
منتشر کردن
give up on
دلسرد شدن از
give an example
یک مثال بیاورید
give it up
آن را کنار بگذار
to give a demonstration
ارائه دادن یک نمایش
give an opinion; give an excuse.
ارائه نظر؛ ارائه بهانه
give a wink; give a start.
یک چشمک زدن؛ شروع کردن
give it a bonk with a hammer.
با یک چکش به آن ضربه بزنید.
Give me the scissors.
قیچی را به من بده.
give way to hysteria.
در برابر جنون مقاومت نکنید.
give me the police.
پلیس را به من بده.
give that rack a jiggle.
آن قفسه را تکان بده.
Give me a little.
یکم به من بده.
give sb. royal entertainment
سرگرمی سلطنتی به کسی بدهید.
give sth. up for lost
چیزهایی را که از دست داده اید رها کنید.
give an impulse to trade
تمایل به تجارت
give instruction in English
آموزش به زبان انگلیسی بدهید.
give a course of lectures
ارائه یک سری سخنرانی.
Give him a belting.
به او ضربه بزنید.
give a friendly nudge
یک ضربه دوستانه بزن.
give up
دست کشیدن
give back
پس دادن
give in
تسلیم شدن
give oneself
به خود دادن
give out
منتشر کردن
give aid to
کمک به
give or take
بیش یا کم
give it away
آن را به اشتراک بگذار
give of oneself
خود را ارائه دادن
give attention to
توجه به
give away
هدیه دادن
give advice
مشورت بده
give off
منتشر کردن
give up on
دلسرد شدن از
give an example
یک مثال بیاورید
give it up
آن را کنار بگذار
to give a demonstration
ارائه دادن یک نمایش
give an opinion; give an excuse.
ارائه نظر؛ ارائه بهانه
give a wink; give a start.
یک چشمک زدن؛ شروع کردن
give it a bonk with a hammer.
با یک چکش به آن ضربه بزنید.
Give me the scissors.
قیچی را به من بده.
give way to hysteria.
در برابر جنون مقاومت نکنید.
give me the police.
پلیس را به من بده.
give that rack a jiggle.
آن قفسه را تکان بده.
Give me a little.
یکم به من بده.
give sb. royal entertainment
سرگرمی سلطنتی به کسی بدهید.
give sth. up for lost
چیزهایی را که از دست داده اید رها کنید.
give an impulse to trade
تمایل به تجارت
give instruction in English
آموزش به زبان انگلیسی بدهید.
give a course of lectures
ارائه یک سری سخنرانی.
Give him a belting.
به او ضربه بزنید.
give a friendly nudge
یک ضربه دوستانه بزن.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید