give

[ایالات متحده]/gɪv/
[بریتانیا]/ɡɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. و vi. ارائه دادن، پیشنهاد دادن، تحویل دادن
vt. ارائه دادن، پیشنهاد دادن، ارائه دادن، اجرا کردن
vi. فرو ریختن، تسلیم شدن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریgiving
زمان گذشتهgave
قسمت سوم فعلgiven
شکل سوم شخص مفردgives
جمعgives

عبارات و ترکیب‌ها

give up

دست کشیدن

give back

پس دادن

give in

تسلیم شدن

give oneself

به خود دادن

give out

منتشر کردن

give aid to

کمک به

give or take

بیش یا کم

give it away

آن را به اشتراک بگذار

give of oneself

خود را ارائه دادن

give attention to

توجه به

give away

هدیه دادن

give advice

مشورت بده

give off

منتشر کردن

give up on

دلسرد شدن از

give an example

یک مثال بیاورید

give it up

آن را کنار بگذار

جملات نمونه

to give a demonstration

ارائه دادن یک نمایش

give an opinion; give an excuse.

ارائه نظر؛ ارائه بهانه

give a wink; give a start.

یک چشمک زدن؛ شروع کردن

give it a bonk with a hammer.

با یک چکش به آن ضربه بزنید.

Give me the scissors.

قیچی را به من بده.

give way to hysteria.

در برابر جنون مقاومت نکنید.

give me the police.

پلیس را به من بده.

give that rack a jiggle.

آن قفسه را تکان بده.

Give me a little.

یکم به من بده.

give sb. royal entertainment

سرگرمی سلطنتی به کسی بدهید.

give sth. up for lost

چیزهایی را که از دست داده اید رها کنید.

give an impulse to trade

تمایل به تجارت

give instruction in English

آموزش به زبان انگلیسی بدهید.

give a course of lectures

ارائه یک سری سخنرانی.

Give him a belting.

به او ضربه بزنید.

give a friendly nudge

یک ضربه دوستانه بزن.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید