giveaway

[ایالات متحده]/'ɡɪvəweɪ/
[بریتانیا]/ˈɡɪvəˌwe/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نشت نمونه‌های رایگان.
Word Forms
جمعgiveaways

عبارات و ترکیب‌ها

prize giveaway

قرعه‌کشی جایزه

promotion giveaway

قرعه‌کشی تبلیغاتی

giveaway event

رویداد قرعه‌کشی

جملات نمونه

The company organized a giveaway to promote their new product.

شرکت برای تبلیغ محصول جدید خود، یک اهدای رایگان برگزار کرد.

I won a free trip to Hawaii in a giveaway contest.

من در یک مسابقه اهدای رایگان، یک سفر رایگان به هاوایی برنده شدم.

She received a giveaway bag filled with samples at the event.

او یک کیف اهدای رایگان پر از نمونه محصول در رویداد دریافت کرد.

The store is offering a giveaway for the first 100 customers.

فروشگاه برای 100 مشتری اول، اهدای رایگان ارائه می دهد.

I always enter online giveaways for a chance to win prizes.

من همیشه در اهدایای رایگان آنلاین برای شانس برنده شدن جوایز شرکت می کنم.

The giveaway includes a free trial of their new software.

اهدای رایگان شامل یک دوره آزمایشی رایگان از نرم افزار جدید آنها است.

She decided to host a giveaway on her social media platform.

او تصمیم گرفت یک اهدای رایگان را در پلتفرم رسانه های اجتماعی خود برگزار کند.

The company's giveaway attracted a lot of new customers.

اهدای رایگان شرکت، مشتریان جدید زیادی را جذب کرد.

I received a giveaway keychain as a souvenir from the event.

من یک آویز کلید اهدای رایگان به عنوان سوغاتی از رویداد دریافت کردم.

The giveaway promotion boosted sales for the business.

تبلیغ اهدای رایگان باعث افزایش فروش برای کسب و کار شد.

نمونه‌های واقعی

And boom, our next promotional giveaway.

و ناگهان، هدیه تبلیغاتی بعدی ما.

منبع: Modern Family - Season 07

Now the games themselves are also major giveaways too.

حالا خود بازی‌ها نیز هدیه‌های بزرگ هستند.

منبع: Selected Film and Television News

For Deinonychus, that odor is a dead giveaway.

برای دینونیکوس، آن بو یک نشان آشکار است.

منبع: Discovery Channel: Battle of the Dinosaurs

We've got some very exciting giveaways in the pipeline.

ما هدیه‌های بسیار هیجان‌انگیزی در دست اقدام داریم.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

But it seems the voters didn't spot this body language giveaway.

اما به نظر می‌رسد رای‌دهندگان این نشانه‌های زبان بدن را متوجه نشدند.

منبع: The secrets of body language.

Before we continue, I want to announce a Black Friday giveaway.

قبل از ادامه، می‌خواهم یک هدیه روز جمعه سیاه اعلام کنم.

منبع: Fastrack IELTS Speaking High Score Secrets

For an Ankylosaurus, a T. Rex's distinctive odor is a dead giveaway.

برای یک آنکیلوسور، بوی مشخص یک تی‌رکس یک نشان آشکار است.

منبع: Discovery Channel: Battle of the Dinosaurs

The little word hereby is the giveaway that something magical is happening.

کلمه کوچک اینجاست که نشان می‌دهد اتفاقی جادویی در حال رخ دادن است.

منبع: "Christian Science Monitor" Reading Selections

We are going to equip you with the tools to read those body languages giveaways.

ما قصد داریم شما را با ابزارهایی برای خواندن این نشانه‌های زبان بدن مجهز کنیم.

منبع: The secrets of body language.

Right. It's not a common feature of allergies, so that's one giveaway.

درست است. این یک ویژگی رایج آلرژی نیست، بنابراین این یکی از نشانه‌ها است.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American May 2022 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید