glacialness

[ایالات متحده]/[ˈɡlɛʃəlˌnəs]/
[بریتانیا]/[ˈɡlɛʃəlˌnəs]/

ترجمه

n. حالت یا کیفیت بودن یخی؛ سردی شدید.؛ کمبود گرمی، شغف یا احساس؛ سردی رفتار.

عبارات و ترکیب‌ها

glacialness of tone

سردی در نبرد صدا

glacialness prevailed

سردی غالب شد

displaying glacialness

نشان دادن سردی

glacialness affected

سردی تأثیر گذاشت

glacialness evident

سردی آشکار است

glacialness permeated

سردی نفوذ کرد

with glacialness

با سردی

glacialness lingered

سردی باقی ماند

glacialness shone

سردی نورانی شد

glacialness created

سردی ایجاد شد

جملات نمونه

the glacialness of the landscape was breathtaking, a stark contrast to the vibrant city.

بی‌رحمی منظره آنقدر زیباست که با شهر پر انرژی و پویا تضاد شدیدی دارد.

despite the glacialness of his demeanor, he proved to be a surprisingly warm individual.

رغم بی‌رحمی رفتار او، او به‌طور شگفت‌آوری فرد گرمی بود.

we admired the glacialness of the valley, carved over millennia by slow-moving ice.

ما بی‌رحمی در اعماق دشت را از دیدگاهی بسیار زیباست که توسط یخ‌هایی کند حرکت کننده در طول هزاران سال ایجاد شده است.

the film captured the glacialness of the arctic, emphasizing its vastness and isolation.

فیلم بی‌رحمی قطب را به خوبی نشان داد و گستردگی و انزوا آن را تاکید کرد.

her glacialness towards his advances was clear, and he respected her boundaries.

بی‌رحمی او در پاسخ به پیشنهادهای او واضح بود و او مرزهای او را احترام گذاشت.

the glacialness of the river’s flow indicated a very cold climate in the past.

بی‌رحمی جریان رودخانه نشان دهنده یک آب و هوا بسیار سرد در گذشته بود.

he approached the problem with a glacialness that frustrated his impatient colleagues.

او با بی‌رحمی به مسئله نزدیک شد که باعث ناراحتی همکاران بی‌صبرش شد.

the glacialness of the mountain range was a testament to the power of erosion.

بی‌رحمی محدوده کوه‌ها شاهدی بر قدرت فرسیون بود.

the artist sought to convey a sense of glacialness in his minimalist sculpture.

هنرمند سعی کرد در اثر منسجم خود احساسی از بی‌رحمی منتقل کند.

the glacialness of the ice age left behind a unique geological record.

بی‌رحمی دوره یخ‌زدگی یک رکورد زمین‌شناسی منحصر به فرد را پس گذاشت.

despite the warmth of the sun, the glacialness of the air remained palpable.

رغم گرمی خورشید، بی‌رحمی هوا هنوز قابل احساس بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید