glassier water
آب شیشهایتر
looking glassier
به نظر میرسد شیشهایتر است
glassier surface
سطح شیشهایتر
becoming glassier
در حال شیشهایتر شدن
glassier than
شیشهایتر از
glassier now
شیشهایتر از پیش
seem glassier
به نظر میرسد شیشهایتر است
glassier light
نور شیشهایتر
glassier finish
پایان شیشهایتر
glassier reflection
عکسالعمل شیشهایتر
the lake appeared glassier after the rain.
دریاچه پس از باران شیشهایتر به نظر میرسید.
she wanted a glassier finish on the table.
او میخواست نهایت شیشهایتری روی میز باشد.
the ocean was glassier than i'd ever seen it.
دریا شیشهایتر از آنچه که تا به حال دیده بودم بود.
the new windows made the room feel glassier.
پنجرههای جدید باعث شد که اتاق شیشهایتر به نظر برسد.
he preferred a glassier, more reflective surface.
او سطحی شیشهایتر و بازتابدهندهتر را ترجیح میداد.
the polished floor was noticeably glassier.
زیربنا شیشهایتری که به طور قابل توجهی شیشهایتر بود.
the water was glassier and calmer than usual.
آب شیشهایتر و آرامتر از معمول بود.
we hoped for glassier conditions for sailing.
ما امیدوار بودیم که شرایطی شیشهایتر برای قایقرانی داشته باشیم.
the coating resulted in a glassier appearance.
پوشش باعث شد که ظاهر شیشهایتری داشته باشد.
the ice skating rink was perfectly glassier.
پیست یخزدگی کاملاً شیشهایتر بود.
the paint created a glassier effect on the walls.
رنگ باعث شد که اثر شیشهایتری روی دیوارها ایجاد شود.
glassier water
آب شیشهایتر
looking glassier
به نظر میرسد شیشهایتر است
glassier surface
سطح شیشهایتر
becoming glassier
در حال شیشهایتر شدن
glassier than
شیشهایتر از
glassier now
شیشهایتر از پیش
seem glassier
به نظر میرسد شیشهایتر است
glassier light
نور شیشهایتر
glassier finish
پایان شیشهایتر
glassier reflection
عکسالعمل شیشهایتر
the lake appeared glassier after the rain.
دریاچه پس از باران شیشهایتر به نظر میرسید.
she wanted a glassier finish on the table.
او میخواست نهایت شیشهایتری روی میز باشد.
the ocean was glassier than i'd ever seen it.
دریا شیشهایتر از آنچه که تا به حال دیده بودم بود.
the new windows made the room feel glassier.
پنجرههای جدید باعث شد که اتاق شیشهایتر به نظر برسد.
he preferred a glassier, more reflective surface.
او سطحی شیشهایتر و بازتابدهندهتر را ترجیح میداد.
the polished floor was noticeably glassier.
زیربنا شیشهایتری که به طور قابل توجهی شیشهایتر بود.
the water was glassier and calmer than usual.
آب شیشهایتر و آرامتر از معمول بود.
we hoped for glassier conditions for sailing.
ما امیدوار بودیم که شرایطی شیشهایتر برای قایقرانی داشته باشیم.
the coating resulted in a glassier appearance.
پوشش باعث شد که ظاهر شیشهایتری داشته باشد.
the ice skating rink was perfectly glassier.
پیست یخزدگی کاملاً شیشهایتر بود.
the paint created a glassier effect on the walls.
رنگ باعث شد که اثر شیشهایتری روی دیوارها ایجاد شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید