glassmaking

[ایالات متحده]/ˈɡlɑːsˌmeɪ.kɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡlæsˌmeɪ.kɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صنعت یا حرفه ساخت شیشه یا ظروف شیشه‌ای؛ فرآیند تولید شیشه یا اشیاء شیشه‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

glassmaking techniques

تکنیک‌های شیشه‌سازی

glassmaking process

فرآیند شیشه‌سازی

glassmaking industry

صنعت شیشه‌سازی

glassmaking art

هنر شیشه‌سازی

glassmaking tools

ابزارهای شیشه‌سازی

glassmaking workshop

کارگاه شیشه‌سازی

glassmaking supplies

تجهیزات شیشه‌سازی

glassmaking history

تاریخچه شیشه‌سازی

glassmaking craft

صنعت دستی شیشه

جملات نمونه

glassmaking is an ancient craft that requires skill and precision.

ساخت شیشه یک هنر باستانی است که نیاز به مهارت و دقت دارد.

many artists are drawn to glassmaking for its unique properties.

بسیاری از هنرمندان به دلیل ویژگی‌های منحصر به فرد آن به ساخت شیشه علاقه دارند.

he studied glassmaking techniques in italy.

او تکنیک‌های ساخت شیشه را در ایتالیا مطالعه کرد.

the glassmaking industry has evolved significantly over the years.

صنعت ساخت شیشه در طول سال‌ها به طور قابل توجهی تکامل یافته است.

she opened a studio dedicated to glassmaking and design.

او یک استودیو اختصاص داده شده به ساخت شیشه و طراحی باز کرد.

glassmaking requires a deep understanding of materials and temperatures.

ساخت شیشه نیاز به درک عمیقی از مواد و دماها دارد.

there are many different styles of glassmaking around the world.

سبک‌های مختلفی از ساخت شیشه در سراسر جهان وجود دارد.

he learned the art of glassmaking from a master craftsman.

او هنر ساخت شیشه را از یک صنعتگر ماهر آموخت.

glassmaking workshops often offer classes for beginners.

کارگاه‌های ساخت شیشه اغلب کلاس‌هایی برای مبتدیان ارائه می‌دهند.

the museum features an exhibition on the history of glassmaking.

موزه دارای نمایشگاهی در مورد تاریخچه ساخت شیشه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید