gleefully

[ایالات متحده]/'gli:fəli/
[بریتانیا]/ˈɡlifəlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با شادی و هیجان فراوان، خوشحال.

جملات نمونه

He gleefully rubbed his hands.

او با خوشحالی دست‌هایش را مالید.

The children gleefully played in the park.

کودکان با خوشحالی در پارک بازی کردند.

She gleefully accepted the job offer.

او با خوشحالی پیشنهاد شغلی را پذیرفت.

The fans gleefully cheered for their favorite team.

هواداران با خوشحالی برای تیم مورد علاقه خود تشویق کردند.

He gleefully announced his promotion to his colleagues.

او با خوشحالی ارتقای خود را به همکاران خود اعلام کرد.

The puppy wagged its tail gleefully when its owner returned home.

سگ کوچولو وقتی صاحبش به خانه برگشت، با خوشحالی دم خود را تکان داد.

She gleefully unwrapped the gift to see what was inside.

او با خوشحالی هدیه را باز کرد تا ببیند داخل چه چیزی است.

The students gleefully celebrated the end of exams.

دانشجویان با خوشحالی پایان امتحانات را جشن گرفتند.

The chef gleefully prepared a special dish for the VIP guest.

سرآشپز با خوشحالی یک غذای ویژه برای مهمان ویژه تهیه کرد.

The siblings gleefully reminisced about their childhood memories.

خواهر و برادرها با خوشحالی به خاطرات دوران کودکی خود فکر کردند.

The couple gleefully danced at their wedding reception.

زوج با خوشحالی در مهمانی عروسی خود رقصیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید