glisten

[ایالات متحده]/ˈɡlɪsn/
[بریتانیا]/ˈɡlɪsn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. درخشش شدید، جرقه زدن
n. روشنایی، درخشندگی
Word Forms
زمان گذشتهglistened
شکل سوم شخص مفردglistens
قسمت سوم فعلglistened
صفت یا فعل حال استمراریglistening
جمعglistens

عبارات و ترکیب‌ها

sunlight glistens

نور خورشید می‌درخشد

dew glistens

شبنم می‌درخشد

جملات نمونه

The lake glistens in the moonlight.

دریاچه در زیر نور ماه می‌درخشد.

The snow glistened in the dawn light.

برف در نور سحر می‌درخشید.

his cheeks glistened with tears.

گونه‌هایش با اشک‌ها می‌درخشیدند.

there was a glisten of perspiration across her top lip.

رگه‌هایی از عرق روی لب بالایی او دیده می‌شد.

Pearls of dew glistened on the grass.

مهره‌های شبنم بر روی چمن درخشیدند.

Indeed, but they all with are the star, in the vast stars two most glisten the planetesimal which but does not make widely known, the nature, refinedly.

در واقع، اما همه با ستاره هستند، در میان ستارگان وسیع، دو سیاره‌نما که به طور گسترده شناخته نشده‌اند، طبیعت را به زیبایی نشان می‌دهند.

Yet just 20 miles away is a contrasting land of thick forests—mostly Douglas fir and hemlock—and glistening lakes full of native rainbow trout and kokanee salmon.

با این حال، تنها 20 مایل آنجا یک سرزمین متضاد وجود دارد، جنگل‌های انبوه - بیشتر کاج دوگلاس و درخت سرخ‌دار - و دریاچه‌هایی که با رفلکس می‌درخشند و مملو از قزل‌آلاى رنگین‌کمانی بومی و سالمون کوکانی هستند.

infirm indeed are my bones, and the hair of my head doth glisten with grey: but never am I unblest, O my Lord, in my prayer to Thee!

استخوان‌های من واقعاً ضعیف هستند و موهای سر من با خاکستری می‌درخشند: اما هرگز از نعمت‌های شما بی‌نصیب نیستم، ای پروردگار من، در دعایم به شما!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید