darken the room
تاریک کردن اتاق
darken the sky
تاریک کردن آسمان
Clouds darkened the sun.
ابرها خورشید را تیره کردند.
The sky darkens early in winter.
آسمان در اوایل زمستان تیره می شود.
Please darken the blue paint with black paint.
لطفاً رنگ آبی را با رنگ سیاه تیره کنید.
the abuse darkened the rest of their lives.
آزار و اذیت بقیه زندگی آنها را تاریک کرد.
misery darkened her gaze.
غم و اندوه نگاه او را تاریک کرد.
clouds were darkening, obliterating the sun.
ابرها در حال تیره شدن بودند و خورشید را محو می کردند.
a scandal that darkened the family's good name.
یک رسوایی که نام خوب خانواده را تاریک کرد.
Go! And never darken my door again!
برو! و هرگز در را به روی من تاریک نکن!
Moonlight glanced off the windows of the darkened building.
نور ماه به پنجره های ساختمان تاریک بازتابید.
The sudden drop in stock prices darkened the future for investors.
کاهش ناگهانی قیمت سهام آینده سرمایه گذاران را تاریک کرد.
the non-enzymatic browning of greengage juice increased and the color darkened with the increase of concentration and processing temperature;
تغییر رنگ غیر آنزیمی آبمیوه زردآلو با افزایش غلظت و دمای فرآوری افزایش یافت و رنگ آن تیره شد.
In metastatic melanoma a generalized darkening of the skin (diffuse melanosis cutis) may occur.Usually melanuria is also present.
در ملانوم متاستاتیک، ممکن است تیره شدن عمومی پوست (ملانوزیس منتشر پوستی) رخ دهد. معمولاً ملانوری نیز وجود دارد.
Patterns in Nature: Lava Pahoehoe lava, the hottest Hawaiian lava type, may darken into ropy strands or wrinkle into silver-sheened taffy, such as this flow in Hawai'i Volcanoes National Park.
الگوهای طبیعت: گدازه پاهوئهوه، داغ ترین نوع گدازه هاوایی، ممکن است به رشته های طنابی تیره تبدیل شود یا به شیرینی های نقره ای درخشان تبدیل شود، مانند این جریان در پارک ملی آتشفشان هاوایی.
darken the room
تاریک کردن اتاق
darken the sky
تاریک کردن آسمان
Clouds darkened the sun.
ابرها خورشید را تیره کردند.
The sky darkens early in winter.
آسمان در اوایل زمستان تیره می شود.
Please darken the blue paint with black paint.
لطفاً رنگ آبی را با رنگ سیاه تیره کنید.
the abuse darkened the rest of their lives.
آزار و اذیت بقیه زندگی آنها را تاریک کرد.
misery darkened her gaze.
غم و اندوه نگاه او را تاریک کرد.
clouds were darkening, obliterating the sun.
ابرها در حال تیره شدن بودند و خورشید را محو می کردند.
a scandal that darkened the family's good name.
یک رسوایی که نام خوب خانواده را تاریک کرد.
Go! And never darken my door again!
برو! و هرگز در را به روی من تاریک نکن!
Moonlight glanced off the windows of the darkened building.
نور ماه به پنجره های ساختمان تاریک بازتابید.
The sudden drop in stock prices darkened the future for investors.
کاهش ناگهانی قیمت سهام آینده سرمایه گذاران را تاریک کرد.
the non-enzymatic browning of greengage juice increased and the color darkened with the increase of concentration and processing temperature;
تغییر رنگ غیر آنزیمی آبمیوه زردآلو با افزایش غلظت و دمای فرآوری افزایش یافت و رنگ آن تیره شد.
In metastatic melanoma a generalized darkening of the skin (diffuse melanosis cutis) may occur.Usually melanuria is also present.
در ملانوم متاستاتیک، ممکن است تیره شدن عمومی پوست (ملانوزیس منتشر پوستی) رخ دهد. معمولاً ملانوری نیز وجود دارد.
Patterns in Nature: Lava Pahoehoe lava, the hottest Hawaiian lava type, may darken into ropy strands or wrinkle into silver-sheened taffy, such as this flow in Hawai'i Volcanoes National Park.
الگوهای طبیعت: گدازه پاهوئهوه، داغ ترین نوع گدازه هاوایی، ممکن است به رشته های طنابی تیره تبدیل شود یا به شیرینی های نقره ای درخشان تبدیل شود، مانند این جریان در پارک ملی آتشفشان هاوایی.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید