glutting

[ایالات متحده]/ˈɡlʌt.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡlʌt.ɪŋ/

ترجمه

v. خوردن به طور مفرط؛ برآورده کردن اشتها یا خواسته به طور بیش از حد؛ پر کردن چیزی به طور ناخوشایند؛ پر کردن به حداکثر ظرفیت

عبارات و ترکیب‌ها

glutting appetite

اشتهای بیش از حد

glutting market

اشباع بازار

glutting demand

اشباع تقاضا

glutting food

اشباع غذا

glutting resources

اشباع منابع

glutting supply

اشباع عرضه

glutting economy

اشباع اقتصاد

glutting market share

اشباع سهم بازار

glutting inventory

اشباع موجودی

glutting competition

اشباع رقابت

جملات نمونه

the market is glutting with fresh produce this season.

بازار امسال با محصولات تازه سرریز شده است.

he is glutting himself with too much junk food.

او بیش از حد خود را با غذای ناسالم پر می‌کند.

the company is glutting the market with its new products.

شرکت بازار را با محصولات جدید خود پر می‌کند.

glutting on sweets can lead to health problems.

مصرف بیش از حد شیرینیجات می‌تواند منجر به مشکلات سلامتی شود.

they are glutting the shelves with unsold items.

آنها قفسه‌ها را با کالاهای نفروخته پر می‌کنند.

she felt guilty about glutting on her favorite series.

او در مورد تماشای زیاد سریال مورد علاقه‌اش احساس گناه می‌کرد.

the festival was glutting with visitors this year.

جشنواره امسال مملو از بازدیدکنندگان بود.

he warned against glutting on resources during the crisis.

او در زمان بحران در مورد استفاده بیش از حد از منابع هشدار داد.

the restaurant was glutting its menu with too many options.

رستوران منوی خود را با گزینه های زیاد پر می کرد.

they are glutting the market with low-quality goods.

آنها بازار را با کالاهای با کیفیت پایین پر می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید