satiating meal
وعده غذایی سیر کننده
satiating snack
میان وعده سیر کننده
satiating food
غذا سیر کننده
satiating dish
غذا سیر کننده
satiating experience
تجربه سیر کننده
satiating protein
پروتئین سیر کننده
satiating dessert
دسر سیر کننده
satiating beverage
نوشیدنی سیر کننده
satiating breakfast
صبحانه سیر کننده
satiating lunch
ناهار سیر کننده
eating a satiating meal can help control cravings.
خوردن یک وعده غذایی سیرکننده میتواند به کنترل هوسها کمک کند.
a satiating snack can keep you energized throughout the day.
یک میان وعده سیرکننده میتواند شما را در طول روز پرانرژی نگه دارد.
she prefers satiating foods that are high in fiber.
او ترجیح میدهد غذاهای سیرکنندهای بخورد که سرشار از فیبر هستند.
after a long hike, a satiating dinner is essential.
بعد از یک پیادهروی طولانی، یک شام سیرکننده ضروری است.
he always chooses satiating options at the buffet.
او همیشه گزینههای سیرکننده را در منوی غذا انتخاب میکند.
for a satiating breakfast, include protein and healthy fats.
برای یک صبحانه سیرکننده، پروتئین و چربیهای سالم را در آن بگنجانید.
cooking with whole ingredients often leads to more satiating meals.
پخت و پز با مواد اولیه کامل اغلب منجر به وعدههای غذایی سیرکنندهتر میشود.
she found a recipe for a satiating soup that was also low in calories.
او یک دستور العمل برای یک سوپ سیرکننده پیدا کرد که کالری کمی نیز داشت.
many people believe that satiating foods can help with weight loss.
بسیاری از مردم معتقدند که غذاهای سیرکننده میتوانند به کاهش وزن کمک کنند.
he added nuts to his salad for a more satiating experience.
او برای تجربهای سیرکنندهتر، آجیل به سالادش اضافه کرد.
satiating meal
وعده غذایی سیر کننده
satiating snack
میان وعده سیر کننده
satiating food
غذا سیر کننده
satiating dish
غذا سیر کننده
satiating experience
تجربه سیر کننده
satiating protein
پروتئین سیر کننده
satiating dessert
دسر سیر کننده
satiating beverage
نوشیدنی سیر کننده
satiating breakfast
صبحانه سیر کننده
satiating lunch
ناهار سیر کننده
eating a satiating meal can help control cravings.
خوردن یک وعده غذایی سیرکننده میتواند به کنترل هوسها کمک کند.
a satiating snack can keep you energized throughout the day.
یک میان وعده سیرکننده میتواند شما را در طول روز پرانرژی نگه دارد.
she prefers satiating foods that are high in fiber.
او ترجیح میدهد غذاهای سیرکنندهای بخورد که سرشار از فیبر هستند.
after a long hike, a satiating dinner is essential.
بعد از یک پیادهروی طولانی، یک شام سیرکننده ضروری است.
he always chooses satiating options at the buffet.
او همیشه گزینههای سیرکننده را در منوی غذا انتخاب میکند.
for a satiating breakfast, include protein and healthy fats.
برای یک صبحانه سیرکننده، پروتئین و چربیهای سالم را در آن بگنجانید.
cooking with whole ingredients often leads to more satiating meals.
پخت و پز با مواد اولیه کامل اغلب منجر به وعدههای غذایی سیرکنندهتر میشود.
she found a recipe for a satiating soup that was also low in calories.
او یک دستور العمل برای یک سوپ سیرکننده پیدا کرد که کالری کمی نیز داشت.
many people believe that satiating foods can help with weight loss.
بسیاری از مردم معتقدند که غذاهای سیرکننده میتوانند به کاهش وزن کمک کنند.
he added nuts to his salad for a more satiating experience.
او برای تجربهای سیرکنندهتر، آجیل به سالادش اضافه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید