satiating

[ایالات متحده]/ˈseɪʃieɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈseɪʃieɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کاملاً رضایت‌بخش; باعث تنفر از پرخوری

عبارات و ترکیب‌ها

satiating meal

وعده غذایی سیر کننده

satiating snack

میان وعده سیر کننده

satiating food

غذا سیر کننده

satiating dish

غذا سیر کننده

satiating experience

تجربه سیر کننده

satiating protein

پروتئین سیر کننده

satiating dessert

دسر سیر کننده

satiating beverage

نوشیدنی سیر کننده

satiating breakfast

صبحانه سیر کننده

satiating lunch

ناهار سیر کننده

جملات نمونه

eating a satiating meal can help control cravings.

خوردن یک وعده غذایی سیرکننده می‌تواند به کنترل هوس‌ها کمک کند.

a satiating snack can keep you energized throughout the day.

یک میان وعده سیرکننده می‌تواند شما را در طول روز پرانرژی نگه دارد.

she prefers satiating foods that are high in fiber.

او ترجیح می‌دهد غذاهای سیرکننده‌ای بخورد که سرشار از فیبر هستند.

after a long hike, a satiating dinner is essential.

بعد از یک پیاده‌روی طولانی، یک شام سیرکننده ضروری است.

he always chooses satiating options at the buffet.

او همیشه گزینه‌های سیرکننده را در منوی غذا انتخاب می‌کند.

for a satiating breakfast, include protein and healthy fats.

برای یک صبحانه سیرکننده، پروتئین و چربی‌های سالم را در آن بگنجانید.

cooking with whole ingredients often leads to more satiating meals.

پخت و پز با مواد اولیه کامل اغلب منجر به وعده‌های غذایی سیرکننده‌تر می‌شود.

she found a recipe for a satiating soup that was also low in calories.

او یک دستور العمل برای یک سوپ سیرکننده پیدا کرد که کالری کمی نیز داشت.

many people believe that satiating foods can help with weight loss.

بسیاری از مردم معتقدند که غذاهای سیرکننده می‌توانند به کاهش وزن کمک کنند.

he added nuts to his salad for a more satiating experience.

او برای تجربه‌ای سیرکننده‌تر، آجیل به سالادش اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید