| جمع | surfeits |
| صفت یا فعل حال استمراری | surfeiting |
| شکل سوم شخص مفرد | surfeits |
| قسمت سوم فعل | surfeited |
| زمان گذشته | surfeited |
a surfeit of complaints
یک مازاد بیش از حد شکایت
a surfeit of food and drink.
یک مازاد بیش از حد غذا و نوشیدنی.
surfeit oneself with meat
خود را با گوشت سیر کنید
a surfeit of rich food
یک مازاد بیش از حد غذای غنی
be surfeited with pleasure
با لذت سیر شود
I am surfeited with shopping.
من از خرید سیر شده ام.
I surfeited myself with chocolate.
من خودم را با شکلات سیر کردم.
he never surfeited on rich wine.
او هرگز با شراب غنی سیر نشد.
A surfeit of food makes one sick.
یک مازاد غذا باعث مریضی می شود.
a surfeit of complaints
یک مازاد بیش از حد شکایت
a surfeit of food and drink.
یک مازاد بیش از حد غذا و نوشیدنی.
surfeit oneself with meat
خود را با گوشت سیر کنید
a surfeit of rich food
یک مازاد بیش از حد غذای غنی
be surfeited with pleasure
با لذت سیر شود
I am surfeited with shopping.
من از خرید سیر شده ام.
I surfeited myself with chocolate.
من خودم را با شکلات سیر کردم.
he never surfeited on rich wine.
او هرگز با شراب غنی سیر نشد.
A surfeit of food makes one sick.
یک مازاد غذا باعث مریضی می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید