graze on grass
چرایشی بر روی چمن
graze livestock
چرایشی دام
cattle graze on the open meadows.
گاوها در مراتع باز چرا میکنند.
the field should be grazed or rested.
زمين بايد چرا شود يا استراحت داده شود.
The car grazed the garage door.
ماشین به در گاراژ برخورد کرد.
The plane grazed the hilltops.
هواپیما به قله تپه ها برخورد کرد.
downland areas grazed by rabbits and sheep.
مناطقی که توسط خرگوشها و گوسفندان چرا میشوند.
advertisers should not encourage children to graze on snacks or sweets.
تبلیغکنندگان نباید کودکان را به خوردن میانوعدهها یا شیرینیها تشویق کنند.
we grazed up and down channels.
ما در طول کانال ها بالا و پایین چرا کردیم.
she fell down and grazed her knees.
او افتاد و زانویش را خراشید.
his hands just grazed hers.
دست هایش فقط با دست های او تماس سطحی داشت.
He has grazed his knee.
او زانویش را خراشیده است.
Put a little antiseptic cream on the grazed skin.
کمی کرم ضدعفونی کننده روی پوست خراشیده بمالید.
The calves are grazed intensively during their first season.
برهها در طول فصل اول به طور گسترده مراتع را میچرانند.
he grazed my arm and put me in dock for a couple of days.
او به بازوی من برخورد کرد و من را برای چند روز در بازداشتگاه قرار داد.
shepherds who grazed animals on common land.
چوپانانی که دام ها را در مراتع مشترک چرا می کردند.
Grazed on the shrubs, average liveweight gain of crossbred sheep increased range from 3.4% to 32.0%, wool production increased range from 20.0K to 79.3% and reproduction rates increased significantly.
در مراتع، میانگین افزایش وزن زنده گوسفندان دورگ بسته از 3.4٪ تا 32.0٪، تولید پشم از 20.0 هزار کیلوگرم تا 79.3٪ افزایش یافت و نرخ های تولید مثل به طور قابل توجهی افزایش یافت.
That's when the fish can safely graze.
زمانی است که ماهیها میتوانند به طور ایمن علف بخورند.
منبع: Science in 60 Seconds May 2018 CollectionRain fell on the backs of the sheep as they grazed in the meadow.
باران بر پشت گوسفندان میبارید در حالی که آنها در چمنزار علف میخوردند.
منبع: Charlotte's WebOh, that is good. It's just a graze.
اوه، این خوبه. فقط یک خراش است.
منبع: Hi! Dog Teacher (Video Version)3,000 reindeer have been grazing here all summer.
3000 گوزن در طول تابستان در اینجا علف خوردند.
منبع: Human PlanetI don't touch guns anymore. Not since I accidentally grazed Katherine.
من دیگر به اسلحه دست نمی زنم. نه از آن زمان که به طور تصادفی کاترین را خراش دادم.
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 6He could run, so maybe she just grazed him.
او میتوانست بدود، شاید او فقط خراشی به او زد.
منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2A herd of cattle was quietly grazing on the grass.
یک گله گاو به آرامی در حال علف خوردن از چمن بود.
منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500With this much ash on the ground, the horses cannot graze.
با این مقدار خاکستر روی زمین، اسبها نمیتوانند علف بخورند.
منبع: Nordic Wild Style ChroniclesHameed tells Halim that finding places where the camels can graze remains difficult.
حمیّد به حلیم میگوید که یافتن مکانهایی که شترها بتوانند علف بخورند همچنان دشوار است.
منبع: Environment and ScienceOn Sundays he had earned the right to graze in the pasture and rest.
در روزهای یکشنبه، او حق داشت در مراتع علف بخورد و استراحت کند.
منبع: Gone with the Windgraze on grass
چرایشی بر روی چمن
graze livestock
چرایشی دام
cattle graze on the open meadows.
گاوها در مراتع باز چرا میکنند.
the field should be grazed or rested.
زمين بايد چرا شود يا استراحت داده شود.
The car grazed the garage door.
ماشین به در گاراژ برخورد کرد.
The plane grazed the hilltops.
هواپیما به قله تپه ها برخورد کرد.
downland areas grazed by rabbits and sheep.
مناطقی که توسط خرگوشها و گوسفندان چرا میشوند.
advertisers should not encourage children to graze on snacks or sweets.
تبلیغکنندگان نباید کودکان را به خوردن میانوعدهها یا شیرینیها تشویق کنند.
we grazed up and down channels.
ما در طول کانال ها بالا و پایین چرا کردیم.
she fell down and grazed her knees.
او افتاد و زانویش را خراشید.
his hands just grazed hers.
دست هایش فقط با دست های او تماس سطحی داشت.
He has grazed his knee.
او زانویش را خراشیده است.
Put a little antiseptic cream on the grazed skin.
کمی کرم ضدعفونی کننده روی پوست خراشیده بمالید.
The calves are grazed intensively during their first season.
برهها در طول فصل اول به طور گسترده مراتع را میچرانند.
he grazed my arm and put me in dock for a couple of days.
او به بازوی من برخورد کرد و من را برای چند روز در بازداشتگاه قرار داد.
shepherds who grazed animals on common land.
چوپانانی که دام ها را در مراتع مشترک چرا می کردند.
Grazed on the shrubs, average liveweight gain of crossbred sheep increased range from 3.4% to 32.0%, wool production increased range from 20.0K to 79.3% and reproduction rates increased significantly.
در مراتع، میانگین افزایش وزن زنده گوسفندان دورگ بسته از 3.4٪ تا 32.0٪، تولید پشم از 20.0 هزار کیلوگرم تا 79.3٪ افزایش یافت و نرخ های تولید مثل به طور قابل توجهی افزایش یافت.
That's when the fish can safely graze.
زمانی است که ماهیها میتوانند به طور ایمن علف بخورند.
منبع: Science in 60 Seconds May 2018 CollectionRain fell on the backs of the sheep as they grazed in the meadow.
باران بر پشت گوسفندان میبارید در حالی که آنها در چمنزار علف میخوردند.
منبع: Charlotte's WebOh, that is good. It's just a graze.
اوه، این خوبه. فقط یک خراش است.
منبع: Hi! Dog Teacher (Video Version)3,000 reindeer have been grazing here all summer.
3000 گوزن در طول تابستان در اینجا علف خوردند.
منبع: Human PlanetI don't touch guns anymore. Not since I accidentally grazed Katherine.
من دیگر به اسلحه دست نمی زنم. نه از آن زمان که به طور تصادفی کاترین را خراش دادم.
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 6He could run, so maybe she just grazed him.
او میتوانست بدود، شاید او فقط خراشی به او زد.
منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2A herd of cattle was quietly grazing on the grass.
یک گله گاو به آرامی در حال علف خوردن از چمن بود.
منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500With this much ash on the ground, the horses cannot graze.
با این مقدار خاکستر روی زمین، اسبها نمیتوانند علف بخورند.
منبع: Nordic Wild Style ChroniclesHameed tells Halim that finding places where the camels can graze remains difficult.
حمیّد به حلیم میگوید که یافتن مکانهایی که شترها بتوانند علف بخورند همچنان دشوار است.
منبع: Environment and ScienceOn Sundays he had earned the right to graze in the pasture and rest.
در روزهای یکشنبه، او حق داشت در مراتع علف بخورد و استراحت کند.
منبع: Gone with the Windلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید