my best friend is going through a really difficult time right now.
بهترین دوست من در حال گذراندن یک زمان بسیار سخت است.
teenagers often go through phases that parents don't understand.
نوجوانان اغلب فازهایی را تجربه میکنند که والدین آن را نمیفهمند.
the company is going through major structural changes.
شرکت در حال گذراندن تغییرات ساختاری اصلی است.
she went through hell during her divorce proceedings.
او در طول فرآیند طلاقش به جهنمی میافتاد.
he's just going through the motions at work since his dog died.
او از زمان مرگ سگش فقط حرکتهای رسمی را در کار انجام میدهد.
going through life without purpose can feel overwhelming.
زندگی کردن بدون هدف احساس گیجکنندهای میدهد.
every marriage goes through ups and downs.
هر ازدواج فازهای بالا و پایینی دارد.
the country is going through a political transition.
کشور در حال گذراندن یک تغییر سیاسی است.
children going through trauma need professional support.
کودکانی که از تجربههای تراوماتیک میگذرند نیاز به حمایت حرفهای دارند.
many adults go through a midlife crisis.
بسیاری از بزرگسالان از بحران میانسالی میگذرند.
adolescents going through puberty experience hormonal changes.
نوجوانانی که از دوره نوجوانی میگذرند تغییرات هورمونی را تجربه میکنند.
the family is going through severe financial difficulties.
خانواده در حال گذراندن مشکلات مالی شدید است.
passengers must go through security screening before boarding.
مسافران باید قبل از ورود به پرواز از فرآیند امنیتی عبور کنند.
students are going through a challenging examination period.
دانشآموزان در حال گذراندن دوره امتحانی چالشبرانگیز هستند.
she's going through a personal growth phase right now.
او در حال گذراندن یک فاز رشد شخصی است.
my best friend is going through a really difficult time right now.
بهترین دوست من در حال گذراندن یک زمان بسیار سخت است.
teenagers often go through phases that parents don't understand.
نوجوانان اغلب فازهایی را تجربه میکنند که والدین آن را نمیفهمند.
the company is going through major structural changes.
شرکت در حال گذراندن تغییرات ساختاری اصلی است.
she went through hell during her divorce proceedings.
او در طول فرآیند طلاقش به جهنمی میافتاد.
he's just going through the motions at work since his dog died.
او از زمان مرگ سگش فقط حرکتهای رسمی را در کار انجام میدهد.
going through life without purpose can feel overwhelming.
زندگی کردن بدون هدف احساس گیجکنندهای میدهد.
every marriage goes through ups and downs.
هر ازدواج فازهای بالا و پایینی دارد.
the country is going through a political transition.
کشور در حال گذراندن یک تغییر سیاسی است.
children going through trauma need professional support.
کودکانی که از تجربههای تراوماتیک میگذرند نیاز به حمایت حرفهای دارند.
many adults go through a midlife crisis.
بسیاری از بزرگسالان از بحران میانسالی میگذرند.
adolescents going through puberty experience hormonal changes.
نوجوانانی که از دوره نوجوانی میگذرند تغییرات هورمونی را تجربه میکنند.
the family is going through severe financial difficulties.
خانواده در حال گذراندن مشکلات مالی شدید است.
passengers must go through security screening before boarding.
مسافران باید قبل از ورود به پرواز از فرآیند امنیتی عبور کنند.
students are going through a challenging examination period.
دانشآموزان در حال گذراندن دوره امتحانی چالشبرانگیز هستند.
she's going through a personal growth phase right now.
او در حال گذراندن یک فاز رشد شخصی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید