overcoming

[ایالات متحده]/əʊvəˈkʌmɪŋ/
[بریتانیا]/oʊvərˈkʌmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکست دادن یا فتح کردن؛ تحت تأثیر قرار گرفتن (دود، احساسات و غیره)؛ به شدت تحت تأثیر قرار گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

overcoming obstacles

غلبه بر موانع

overcoming challenges

غلبه بر چالش‌ها

overcoming fears

غلبه بر ترس‌ها

overcoming difficulties

غلبه بر سختی‌ها

overcoming adversity

غلبه بر مشکلات

overcoming barriers

غلبه بر موانع

overcoming limits

غلبه بر محدودیت‌ها

overcoming setbacks

غلبه بر ناکامی‌ها

overcoming doubts

غلبه بر تردیدها

overcoming struggles

غلبه بر تلاش‌ها

جملات نمونه

overcoming challenges is essential for personal growth.

غلبه بر چالش‌ها برای رشد شخصی ضروری است.

she is focused on overcoming her fears.

او بر رفع ترس‌های خود تمرکز دارد.

overcoming obstacles can lead to great achievements.

غلبه بر موانع می‌تواند منجر به دستاوردهای بزرگ شود.

he shared his strategies for overcoming procrastination.

او استراتژی‌های خود برای غلبه بر تعلل را به اشتراک گذاشت.

overcoming adversity builds resilience.

غلبه بر سختی‌ها تاب‌آوری را تقویت می‌کند.

they are committed to overcoming their differences.

آنها متعهد به غلبه بر اختلافات خود هستند.

overcoming self-doubt is a crucial step to success.

غلبه بر تردید در خود یک گام حیاتی برای موفقیت است.

he is known for overcoming significant challenges in his career.

او به خاطر غلبه بر چالش‌های مهم در حرفه خود شناخته شده است.

overcoming language barriers can enhance communication.

غلبه بر موانع زبانی می‌تواند ارتباطات را بهبود بخشد.

she wrote a book about overcoming life's difficulties.

او کتابی در مورد غلبه بر سختی‌های زندگی نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید