get goosebumps
گرفتن مو بر انتهای بدن
had goosebumps
موهای تنم سیخ شد
give me goosebumps
من رو بد حال کن
goosebumps running
موهای تنم سیخ شد
feeling goosebumps
احساس سیخ شدن موهای تن
caused goosebumps
باعث شد موهای تنم سیخ شود
with goosebumps
با موهای سیخ شده
terrible goosebumps
سیخ شدن موهای تن به طرز وحشتناکی
sudden goosebumps
سیخ شدن ناگهانی موهای تن
hide goosebumps
پنهان کردن سیخ شدن موهای تن
i got goosebumps listening to that powerful opera singer.
گوش دادن به صدای قدرتمند آن خواننده اپرا، پوستم را سیخ کرد.
the horror movie gave me serious goosebumps.
فیلم ترسناک، پوستم را سیخ کرد.
reading a spooky story can give you goosebumps.
خواندن یک داستان ترسناک میتواند به شما سیخ کند.
the sudden cold breeze gave me goosebumps.
وزش ناگهانی باد سرد، پوستم را سیخ کرد.
hearing that song always gives me goosebumps.
شنیدن آن آهنگ همیشه پوستم را سیخ میکند.
the suspenseful scene left me with goosebumps.
صحنه پرتعلیق، پوستم را سیخ کرد.
a good scary story can raise goosebumps.
یک داستان ترسناک خوب میتواند سیخ کند.
the creepy clown gave the children goosebumps.
آن دلقک ترسناک، به بچهها سیخ کرد.
the unexpected plot twist gave me goosebumps.
پیچش غیرمنتظره داستان، پوستم را سیخ کرد.
the ghost story raised goosebumps on my arms.
داستان ارواح، سیخسر پوستم را به وجود آورد.
watching a scary film often results in goosebumps.
تماشای یک فیلم ترسناک اغلب منجر به سیخسر میشود.
get goosebumps
گرفتن مو بر انتهای بدن
had goosebumps
موهای تنم سیخ شد
give me goosebumps
من رو بد حال کن
goosebumps running
موهای تنم سیخ شد
feeling goosebumps
احساس سیخ شدن موهای تن
caused goosebumps
باعث شد موهای تنم سیخ شود
with goosebumps
با موهای سیخ شده
terrible goosebumps
سیخ شدن موهای تن به طرز وحشتناکی
sudden goosebumps
سیخ شدن ناگهانی موهای تن
hide goosebumps
پنهان کردن سیخ شدن موهای تن
i got goosebumps listening to that powerful opera singer.
گوش دادن به صدای قدرتمند آن خواننده اپرا، پوستم را سیخ کرد.
the horror movie gave me serious goosebumps.
فیلم ترسناک، پوستم را سیخ کرد.
reading a spooky story can give you goosebumps.
خواندن یک داستان ترسناک میتواند به شما سیخ کند.
the sudden cold breeze gave me goosebumps.
وزش ناگهانی باد سرد، پوستم را سیخ کرد.
hearing that song always gives me goosebumps.
شنیدن آن آهنگ همیشه پوستم را سیخ میکند.
the suspenseful scene left me with goosebumps.
صحنه پرتعلیق، پوستم را سیخ کرد.
a good scary story can raise goosebumps.
یک داستان ترسناک خوب میتواند سیخ کند.
the creepy clown gave the children goosebumps.
آن دلقک ترسناک، به بچهها سیخ کرد.
the unexpected plot twist gave me goosebumps.
پیچش غیرمنتظره داستان، پوستم را سیخ کرد.
the ghost story raised goosebumps on my arms.
داستان ارواح، سیخسر پوستم را به وجود آورد.
watching a scary film often results in goosebumps.
تماشای یک فیلم ترسناک اغلب منجر به سیخسر میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید