shiver

[ایالات متحده]/ˈʃɪvə(r)/
[بریتانیا]/ˈʃɪvər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لرزش، لرزیدن\nvi. لرزیدن، تکان خوردن\nvt. لرزیدن، تکه تکه شدن
Word Forms
جمعshivers
شکل سوم شخص مفردshivers
صفت یا فعل حال استمراریshivering
زمان گذشتهshivered
قسمت سوم فعلshivered

عبارات و ترکیب‌ها

shivering with cold

لرزیدن از سرما

nervous shiver

لرزش عصبی

جملات نمونه

a cold shiver of fear.

لرزشی سرد از ترس

they shivered in the damp foggy cold.

آنها در سرما و مه مرطوب لرزیدند.

He shivered with cold.

او از سرما لرزید.

We shivered in the damp of the forest.

ما در رطوبت جنگل لرزیدیم.

shivering in her thin cotton nightdress

در حالی که لباس شب نازک نخی‌اش را می‌لرزاند

a shiver in the night air foretokening December.

لرزشی در هوای شب که نشان‌دهنده ماه دسامبر بود.

a shiver shook her slim frame.

لرزشی بدنش را به لرزه درآورد.

He shivered the mirror with a hammer .

او آینه را با چکش به لرزه درآورد.

This piece of music sends shivers down my spine.

این قطعه موسیقی باعث می‌شود که پوکه‌های تنم سیخ شود.

we paraded outside for the Sergeant-Major, shivering at attention .

ما بیرون برای سرجوخه-سرگرد رژه رفتیم، در حالی که با لرزش در حالت آماده باش ایستاده بودیم.

she was shivering and her head felt muzzy from sleep.

او می‌لرزید و سرش به دلیل خواب گیج بود.

the world seemed to shiver into a million splinters of prismatic colour.

به نظر می‌رسید که دنیا به میلیون‌ها تکه رنگین‌کمانی تبدیل می‌شود.

shivers tingled down the length of her spine.

لرزش‌ها در طول نخاعش احساس می‌شد.

I get the shivers every time I hear his name.

هر بار که اسمش را می‌شنوم، لرز می‌کنم.

He shivered as he heard the strange noise in the night.

وقتی صدای عجیبی در شب شنید، لرزید.

His cruel and callous comments made me shiver.

اظهارات بی‌رحمانه و بی‌حس او باعث لرزش من شد.

She shivered involuntarily as he approached her.

وقتی به سمتش می‌آمد، او به طور ناخودآگاهانه لرزید.

she gave a little shiver as the wind flicked at her bare arms.

وقتی باد به بازوهای برهنگش برخورد کرد، کمی لرزید.

the way he looked at her sent shivers down her spine .

نحوه نگاه کردنش به او باعث شد که پوکه‌های تنش سیخ شود.

When I heard all those people shouting and cheering, a shiver ran down my spine.

وقتی صدای فریاد و تشویق همه آن افراد را شنیدم، لرزه‌ای در ستونم راه افتاد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید