goyim

[ایالات متحده]/ˈɡɔɪ.ɪm/
[بریتانیا]/ˈɡɔɪ.ɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غیر یهودیان; غیرت دینی; بت پرستان

عبارات و ترکیب‌ها

goyim friends

goyim friends

goyim culture

goyim culture

goyim food

goyim food

goyim humor

goyim humor

goyim beliefs

goyim beliefs

goyim customs

goyim customs

goyim values

goyim values

goyim perspective

goyim perspective

goyim lifestyle

goyim lifestyle

goyim language

goyim language

جملات نمونه

goyim often misunderstand cultural practices.

گوییم اغلب آداب و رسوم فرهنگی را نادرست متوجه می‌شوند.

it's important to educate the goyim about our traditions.

آموزش دادن به گویم در مورد سنت‌های ما مهم است.

some goyim are curious about religious customs.

برخی از گویم در مورد آداب و رسوم مذهبی کنجکاو هستند.

we should respect the goyim's perspectives.

ما باید به دیدگاه‌های گویم احترام بگذاریم.

goyim can sometimes be insensitive to our beliefs.

گوییم گاهی اوقات ممکن است نسبت به باورهای ما بی‌حساس باشند.

dialogue with the goyim can promote understanding.

گفتگو با گویم می‌تواند درک متقابل را ترویج کند.

many goyim are eager to learn about different cultures.

بسیاری از گویم مشتاق یادگیری در مورد فرهنگ‌های مختلف هستند.

some goyim participate in our festivals.

برخی از گویم در جشنواره‌های ما شرکت می‌کنند.

we can build bridges with the goyim through education.

ما می‌توانیم از طریق آموزش با گویم ارتباط برقرار کنیم.

understanding the goyim's viewpoint is essential.

درک دیدگاه گویم ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید