non-believer status
وضعیت غیرباور
become non-believers
تبدیل شدن به غیرباور
calling non-believers
تماس با غیرباوران
former non-believer
غیرباور سابق
non-believer argument
استدلال غیرباوران
a non-believer
یک غیرباور
identifying non-believers
تشخیص غیرباوران
treating non-believers
رفتار با غیرباوران
understanding non-believers
درک غیرباوران
challenge non-believers
چالش با غیرباوران
he remained a staunch non-believer, refusing to accept any supernatural claims.
او همچنان یک فرد غیرمتدین باقی ماند و از پذیرش هرگونه ادعای ماوراءالطبیعه امتناع کرد.
despite the evidence, she was a committed non-believer in climate change.
با وجود شواهد، او یک غیرمتعهد در مورد تغییرات آب و هوایی بود.
the non-believer challenged the speaker's arguments with sharp questions.
غیرمتدین استدلالهای سخنران را با سؤالات تند مورد چالش قرار داد.
many a non-believer finds comfort in relying on logic and reason.
بسیاری از غیرمتدینان آرامش را در تکیه بر منطق و استدلال مییابند.
she was a respectful non-believer, engaging in thoughtful discussions about faith.
او یک غیرمتدین محترم بود و در بحثهای فکر شده در مورد ایمان شرکت میکرد.
the film explored the perspective of a cynical non-believer in love.
فیلم دیدگاه یک غیرمتدین بدبین در عشق را بررسی کرد.
he was a lifelong non-believer, never swayed by religious fervor.
او یک غیرمتدین مادام العمر بود و هرگز تحت تأثیر شور مذهبی قرار نگرفت.
the debate centered on whether to respect the non-believer's choices.
بحث بر سر این بود که آیا انتخابهای غیرمتدین را محترم دانست یا نه.
as a non-believer, he valued scientific explanations above all else.
به عنوان یک غیرمتدین، او توضیحات علمی را بر همه چیز ترجیح میداد.
the non-believer’s skepticism stemmed from past disappointments.
بیاعتمادی غیرمتدین از ناامیدیهای گذشته نشأت میگرفت.
she is a vocal non-believer, often sharing her views online.
او یک غیرمتدین پر سر و صدا است و اغلب نظرات خود را به صورت آنلاین به اشتراک میگذارد.
non-believer status
وضعیت غیرباور
become non-believers
تبدیل شدن به غیرباور
calling non-believers
تماس با غیرباوران
former non-believer
غیرباور سابق
non-believer argument
استدلال غیرباوران
a non-believer
یک غیرباور
identifying non-believers
تشخیص غیرباوران
treating non-believers
رفتار با غیرباوران
understanding non-believers
درک غیرباوران
challenge non-believers
چالش با غیرباوران
he remained a staunch non-believer, refusing to accept any supernatural claims.
او همچنان یک فرد غیرمتدین باقی ماند و از پذیرش هرگونه ادعای ماوراءالطبیعه امتناع کرد.
despite the evidence, she was a committed non-believer in climate change.
با وجود شواهد، او یک غیرمتعهد در مورد تغییرات آب و هوایی بود.
the non-believer challenged the speaker's arguments with sharp questions.
غیرمتدین استدلالهای سخنران را با سؤالات تند مورد چالش قرار داد.
many a non-believer finds comfort in relying on logic and reason.
بسیاری از غیرمتدینان آرامش را در تکیه بر منطق و استدلال مییابند.
she was a respectful non-believer, engaging in thoughtful discussions about faith.
او یک غیرمتدین محترم بود و در بحثهای فکر شده در مورد ایمان شرکت میکرد.
the film explored the perspective of a cynical non-believer in love.
فیلم دیدگاه یک غیرمتدین بدبین در عشق را بررسی کرد.
he was a lifelong non-believer, never swayed by religious fervor.
او یک غیرمتدین مادام العمر بود و هرگز تحت تأثیر شور مذهبی قرار نگرفت.
the debate centered on whether to respect the non-believer's choices.
بحث بر سر این بود که آیا انتخابهای غیرمتدین را محترم دانست یا نه.
as a non-believer, he valued scientific explanations above all else.
به عنوان یک غیرمتدین، او توضیحات علمی را بر همه چیز ترجیح میداد.
the non-believer’s skepticism stemmed from past disappointments.
بیاعتمادی غیرمتدین از ناامیدیهای گذشته نشأت میگرفت.
she is a vocal non-believer, often sharing her views online.
او یک غیرمتدین پر سر و صدا است و اغلب نظرات خود را به صورت آنلاین به اشتراک میگذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید