grandma

[ایالات متحده]/'græn(d)mɑː/
[بریتانیا]/ˈɡrændˌmɑ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مادربزرگ؛ مادربزرگ پدری یا مادری.
Word Forms
جمعgrandmas

جملات نمونه

a proud grandma of three boys.

یک مادربزرگ مغرور از داشتن سه پسر.

Grandma looked a bit of a funniosity.

مادربزرگ کمی عجیب به نظر می رسید.

It is normal temperature grandma no matter, still be pasteurize grandma, will bid farewell " bright " the word marks.

مهم نیست که مادربزرگ چه دمایی دارد، مادربزرگ هنوز باید پاستوریزه شود، کلمه "روشن" را به خداحافظی خواهد گفت.

both Grandma and Mother were clever with their hands.

هم مادربزرگ و هم مادر در استفاده از دستشان باهوش بودند.

On Christmas Eves we go to Grandma's home.

در شب‌های کریسمس به خانه مادربزرگ می‌رویم.

They handed Grandma down to the ground floor.

آنها مادربزرگ را به طبقه همکف منتقل کردند.

Grandma lives in a quaint old cottage.

مادربزرگ در یک کلبه قدیمی و دلربا زندگی می کند.

Grandma Sugar turned to Auntie Priss and said, "Right here." She was right.

مادربزرگ شگر رو به خاله پریس کرد و گفت: "اینجا." او درست می گفت.

I don't preserve many things of my grandma except the forfex which used by her for many years.

من بسیاری از چیزهای مادربزرگم را حفظ نمی کنم، به جز قیچی که او سالها از آن استفاده می کرد.

When I remind the years in which I helped grandma to make the forfex sharp,I can's stop tearing.

وقتی به سال هایی که به مادربزرگم کمک کردم تا قیچی را تیز کند فکر می کنم، نمی توانم جلوی گریه گرفتن را بگیرم.

I was in love with a man named Cuthbert, Grandma Ignatia said, and, Oh, that man could really eat.

من عاشق مردی به نام کِیتبرت بودم، مادربزرگ ایگناتیوس گفت، وای خدای من، آن مرد واقعاً می توانست زیاد بخورد.

نمونه‌های واقعی

And grandma and grandpa, what ornaments do they like?

چه تزئیناتی را دوست دارند، مادربزرگ و پدربزرگ؟

منبع: Blue little koala

Granddaughters! What's it like being a grandma?

نوه دخترها! بودن مادربزرگ چه حسی دارد؟

منبع: American English dialogue

That's my grandma. She owns the Laundromat.

این مادربزرگ من است. او خشکشویی را اداره می‌کند.

منبع: Young Sheldon Season 5

So many that grandma couldn't count.

آنقدر زیاد که مادربزرگ نتوانست بشمارد.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

She recently called herself a grandma on social media.

او اخیراً خود را در رسانه های اجتماعی مادربزرگ نامید.

منبع: VOA Special English: World

They said, hey, why are you calling her grandma?

آنها گفتند: هی، چرا او را مادربزرگ صدا می‌کنی؟

منبع: Grandparents' Vocabulary Lesson

This could kill my grandma and she's already dead.

این می‌تواند مادربزرگم را بکشد و او از قبل مرده است.

منبع: Culinary methods for gourmet food

This is one of my great grandma's favorite sweater.

این یکی از پیراهن های مورد علاقه مادربزرگ بزرگ من است.

منبع: Learn to dress like a celebrity.

So a healthy grandma helps make for a healthy grandchild.

بنابراین مادربزرگی سالم به داشتن نوه ای سالم کمک می کند.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American November 2019 Collection

So being a grandma is more expensive that being a parent?

بنابراین بودن مادربزرگ گران تر از بودن والدین است؟

منبع: American English dialogue

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید