gratifies my soul
روح من را راضی میکند
gratifies the senses
حواس را راضی میکند
gratifies the heart
قلب را راضی میکند
gratifies our needs
نیازهای ما را برآورده میکند
gratifies the mind
ذهن را راضی میکند
gratifies your desires
خواسته های شما را برآورده میکند
gratifies their wishes
خواستههای آنها را برآورده میکند
gratifies my curiosity
کنجکاوی من را راضی میکند
gratifies our souls
روح ما را راضی میکند
gratifies the audience
تماشاگران را راضی میکند
helping others gratifies my soul.
کمک به دیگران روح من را راضی میکند.
she finds that teaching gratifies her passion for learning.
او دریافت که آموزش اشتیاق او را به یادگیری راضی میکند.
the success of the project gratifies the entire team.
موفقیت پروژه کل تیم را راضی میکند.
his achievements gratify his parents immensely.
دستاوردهای او والدینش را به شدت راضی میکند.
it gratifies me to see my friends happy.
دیدن دوستانم خوشحال مرا راضی میکند.
the beautiful scenery gratifies all who visit.
مناظر زیبا همه کسانی را که از آن دیدن میکنند راضی میکند.
her kindness gratifies those in need.
مهربانی او نیازمندان را راضی میکند.
a good meal gratifies the hungry.
یک وعده غذایی خوب گرسنگان را راضی میکند.
winning the award gratifies his hard work.
برنده شدن جایزه تلاش سخت او را راضی میکند.
listening to music gratifies my mood.
گوش دادن به موسیقی حال و هوای من را راضی میکند.
gratifies my soul
روح من را راضی میکند
gratifies the senses
حواس را راضی میکند
gratifies the heart
قلب را راضی میکند
gratifies our needs
نیازهای ما را برآورده میکند
gratifies the mind
ذهن را راضی میکند
gratifies your desires
خواسته های شما را برآورده میکند
gratifies their wishes
خواستههای آنها را برآورده میکند
gratifies my curiosity
کنجکاوی من را راضی میکند
gratifies our souls
روح ما را راضی میکند
gratifies the audience
تماشاگران را راضی میکند
helping others gratifies my soul.
کمک به دیگران روح من را راضی میکند.
she finds that teaching gratifies her passion for learning.
او دریافت که آموزش اشتیاق او را به یادگیری راضی میکند.
the success of the project gratifies the entire team.
موفقیت پروژه کل تیم را راضی میکند.
his achievements gratify his parents immensely.
دستاوردهای او والدینش را به شدت راضی میکند.
it gratifies me to see my friends happy.
دیدن دوستانم خوشحال مرا راضی میکند.
the beautiful scenery gratifies all who visit.
مناظر زیبا همه کسانی را که از آن دیدن میکنند راضی میکند.
her kindness gratifies those in need.
مهربانی او نیازمندان را راضی میکند.
a good meal gratifies the hungry.
یک وعده غذایی خوب گرسنگان را راضی میکند.
winning the award gratifies his hard work.
برنده شدن جایزه تلاش سخت او را راضی میکند.
listening to music gratifies my mood.
گوش دادن به موسیقی حال و هوای من را راضی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید