gratifies

[ایالات متحده]/ˈɡrætɪfaɪz/
[بریتانیا]/ˈɡrætɪˌfaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خوشحال یا راضی می‌کند
v. سوم شخص مفرد از gratify

عبارات و ترکیب‌ها

gratifies my soul

روح من را راضی می‌کند

gratifies the senses

حواس را راضی می‌کند

gratifies the heart

قلب را راضی می‌کند

gratifies our needs

نیازهای ما را برآورده می‌کند

gratifies the mind

ذهن را راضی می‌کند

gratifies your desires

خواسته های شما را برآورده می‌کند

gratifies their wishes

خواسته‌های آن‌ها را برآورده می‌کند

gratifies my curiosity

کنجکاوی من را راضی می‌کند

gratifies our souls

روح ما را راضی می‌کند

gratifies the audience

تماشاگران را راضی می‌کند

جملات نمونه

helping others gratifies my soul.

کمک به دیگران روح من را راضی می‌کند.

she finds that teaching gratifies her passion for learning.

او دریافت که آموزش اشتیاق او را به یادگیری راضی می‌کند.

the success of the project gratifies the entire team.

موفقیت پروژه کل تیم را راضی می‌کند.

his achievements gratify his parents immensely.

دستاوردهای او والدینش را به شدت راضی می‌کند.

it gratifies me to see my friends happy.

دیدن دوستانم خوشحال مرا راضی می‌کند.

the beautiful scenery gratifies all who visit.

مناظر زیبا همه کسانی را که از آن دیدن می‌کنند راضی می‌کند.

her kindness gratifies those in need.

مهربانی او نیازمندان را راضی می‌کند.

a good meal gratifies the hungry.

یک وعده غذایی خوب گرسنگان را راضی می‌کند.

winning the award gratifies his hard work.

برنده شدن جایزه تلاش سخت او را راضی می‌کند.

listening to music gratifies my mood.

گوش دادن به موسیقی حال و هوای من را راضی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید