gratifyingly

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که رضایت یا لذت را به ارمغان می‌آورد

جملات نمونه

The project was gratifyingly successful.

پروژه به طرز شگفت‌انگیزی موفقیت‌آمیز بود.

She received gratifyingly positive feedback on her presentation.

او بازخورد مثبت و شگفت‌انگیزی در مورد ارائه خود دریافت کرد.

He was gratifyingly surprised by the promotion.

او به طرز شگفت‌انگیزی از ارتقا غافلگیر شد.

The team worked gratifyingly well together.

تیم به طرز شگفت‌انگیزی خوب با هم کار کردند.

It was gratifyingly easy to solve the problem.

حل مشکل به طرز شگفت‌انگیزی آسان بود.

The results were gratifyingly consistent with our predictions.

نتایج به طرز شگفت‌انگیزی با پیش‌بینی‌های ما مطابقت داشت.

She found the work gratifyingly challenging.

او کار را به طرز شگفت‌انگیزی چالش‌برانگیز یافت.

The support from the community was gratifyingly overwhelming.

حمایت جامعه به طرز شگفت‌انگیزی فوق‌العاده بود.

He handled the situation gratifyingly calmly.

او به طرز شگفت‌انگیزی با آرامش با این وضعیت برخورد کرد.

The feedback from customers was gratifyingly positive.

بازخورد مشتریان به طرز شگفت‌انگیزی مثبت بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید