graves

[ایالات متحده]/ɡreɪvz/
[بریتانیا]/ɡreɪvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع قبر؛ مکان‌های دفن
Word Forms
جمعgravess

عبارات و ترکیب‌ها

graves of heroes

مقبره‌های قهرمانان

graves in silence

مقبره‌ها در سکوت

graves of soldiers

مقبره‌های سربازان

graves of ancestors

مقبره‌های نیاکان

graves beneath trees

مقبره‌ها زیر درختان

graves of children

مقبره‌های کودکان

جملات نمونه

many ancient graves can be found in this region.

بسیاری از گورهای باستانی در این منطقه یافت می‌شوند.

the archaeologists discovered several graves during their excavation.

باستان‌شناسان چندین قبر را در حین کاوش خود کشف کردند.

they decorated the graves with flowers for the memorial service.

آنها قبور را با گل برای مراسم یادبود تزئین کردند.

visiting the graves of loved ones can be a healing experience.

بازدید از قبور عزیزان می‌تواند یک تجربه التیام‌بخش باشد.

the graves were marked with simple wooden crosses.

قبور با صلیب‌های چوبی ساده مشخص شده بودند.

local legends say that the graves are haunted.

افسانه های محلی می گویند که این قبور تسخیر شده اند.

they held a ceremony to honor the graves of fallen soldiers.

آنها برای ادای احترام به قبور سربازان جان باخته، مراسمی برگزار کردند.

she often visits the graves of her ancestors to pay her respects.

او اغلب از قبور نیاکانش بازدید می کند تا احترام خود را نشان دهد.

the graves were overgrown with weeds and needed maintenance.

قبور پوشیده از علف هرز بودند و نیاز به تعمیر و نگهداری داشتند.

he found solace in tending to the graves of his family.

او در مراقبت از قبور خانواده اش آرامش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید