greasiness

[ایالات متحده]/ˈɡriːsɪnəs/
[بریتانیا]/ˈɡrisɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت چرب یا روغنی بودن؛ چربی یا تملق بیش از حد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

excess greasiness

چربی بیش از حد

unpleasant greasiness

چربی ناخوشایند

natural greasiness

چربی طبیعی

oil greasiness

چربی ناشی از روغن

greasiness factor

ضریب چربی

greasiness level

سطح چربی

greasiness content

درصد چربی

greasiness test

تست چربی

greasiness issue

مشکل چربی

greasiness reduction

کاهش چربی

جملات نمونه

he wiped the greasiness off his hands after cooking.

او پس از پختن، چربی را از دست‌هایش پاک کرد.

the greasiness of the food made it less appealing.

چربی غذا آن را کمتر جذاب کرد.

she complained about the greasiness of the pizza.

او در مورد چربی پیتزا شکایت کرد.

to reduce greasiness, try using less oil in your recipes.

برای کاهش چربی، سعی کنید از روغن کمتری در دستور العمل های خود استفاده کنید.

the greasiness of the fast food is hard to ignore.

چربی غذاهای س Fast food قابل چشم پوشی نیست.

he noticed the greasiness on the car's engine after the trip.

او پس از سفر، چربی روی موتور ماشین را متوجه شد.

she prefers her meals without any greasiness.

او ترجیح می دهد وعده های غذایی خود بدون چربی باشد.

the chef was criticized for the greasiness of the dish.

سرآشپز به دلیل چربی غذا مورد انتقاد قرار گرفت.

they used a special technique to eliminate the greasiness.

آنها از یک تکنیک خاص برای از بین بردن چربی استفاده کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید