make griddlecakes
ساختن گریدل کیک
fluffy griddlecakes
گریدل کیکهای پر حجم
eat griddlecakes
خوردن گریدل کیک
warm griddlecakes
گریدل کیکهای گرم
love griddlecakes
علاقهمندی به گریدل کیک
serve griddlecakes
سرو کردن گریدل کیک
bake griddlecakes
پختن گریدل کیک
delicious griddlecakes
گریدل کیکهای لذیذ
stack griddlecakes
چیدن گریدل کیکها
enjoy griddlecakes
لذت بردن از گریدل کیک
we flipped the griddlecakes expertly on the hot pan.
ما به خوبی نانهای گریدل را روی تابه گرم پرتاب کردیم.
the kids devoured a stack of fluffy griddlecakes with syrup.
کودکان یک دسته نانهای گریدل پر پف با شیره را خوردند.
she drizzled maple syrup over the golden griddlecakes.
او شیره گردو را روی نانهای گریدل طلایی ریخت.
he made a batch of delicious blueberry griddlecakes for breakfast.
او برای صبحانداز یک دسته نانهای گریدل لیمویی لذیذ تهیه کرد.
the aroma of freshly cooked griddlecakes filled the kitchen.
بوی نانهای گریدل تازه پخته شده کухکش را پر کرد.
we topped the griddlecakes with whipped cream and berries.
ما نانهای گریدل را با کرم تفتی و میوههای گیاهی پوشاندیم.
they enjoyed warm griddlecakes with a cup of coffee.
آنها نانهای گریدل گرم را با یک فنجان قهوه لذت بردند.
the recipe called for buttermilk griddlecakes with a hint of vanilla.
این رецیپ روی نانهای گریدل شیره گوجهای با یک نمک از وانیل بود.
he carefully poured the batter onto the hot griddlecakes surface.
او با دقت مخلوط را روی سطح گرم نانهای گریدل ریخت.
she used a large griddle to make a big batch of griddlecakes.
او از یک گریدل بزرگ برای تهیه یک دسته زیاد نانهای گریدل استفاده کرد.
the diner was famous for its classic buttermilk griddlecakes.
این خوراک فروشی به خاطر نانهای گریدل شیره گوجهای کلاسیکش معروف بود.
make griddlecakes
ساختن گریدل کیک
fluffy griddlecakes
گریدل کیکهای پر حجم
eat griddlecakes
خوردن گریدل کیک
warm griddlecakes
گریدل کیکهای گرم
love griddlecakes
علاقهمندی به گریدل کیک
serve griddlecakes
سرو کردن گریدل کیک
bake griddlecakes
پختن گریدل کیک
delicious griddlecakes
گریدل کیکهای لذیذ
stack griddlecakes
چیدن گریدل کیکها
enjoy griddlecakes
لذت بردن از گریدل کیک
we flipped the griddlecakes expertly on the hot pan.
ما به خوبی نانهای گریدل را روی تابه گرم پرتاب کردیم.
the kids devoured a stack of fluffy griddlecakes with syrup.
کودکان یک دسته نانهای گریدل پر پف با شیره را خوردند.
she drizzled maple syrup over the golden griddlecakes.
او شیره گردو را روی نانهای گریدل طلایی ریخت.
he made a batch of delicious blueberry griddlecakes for breakfast.
او برای صبحانداز یک دسته نانهای گریدل لیمویی لذیذ تهیه کرد.
the aroma of freshly cooked griddlecakes filled the kitchen.
بوی نانهای گریدل تازه پخته شده کухکش را پر کرد.
we topped the griddlecakes with whipped cream and berries.
ما نانهای گریدل را با کرم تفتی و میوههای گیاهی پوشاندیم.
they enjoyed warm griddlecakes with a cup of coffee.
آنها نانهای گریدل گرم را با یک فنجان قهوه لذت بردند.
the recipe called for buttermilk griddlecakes with a hint of vanilla.
این رецیپ روی نانهای گریدل شیره گوجهای با یک نمک از وانیل بود.
he carefully poured the batter onto the hot griddlecakes surface.
او با دقت مخلوط را روی سطح گرم نانهای گریدل ریخت.
she used a large griddle to make a big batch of griddlecakes.
او از یک گریدل بزرگ برای تهیه یک دسته زیاد نانهای گریدل استفاده کرد.
the diner was famous for its classic buttermilk griddlecakes.
این خوراک فروشی به خاطر نانهای گریدل شیره گوجهای کلاسیکش معروف بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید