grief-stricken

[ایالات متحده]/[ɡriːf ˈstrɪkən]/
[بریتانیا]/[ɡrɪf ˈstrɪkən]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غرق در غم؛ عمیقاً غمگین؛ تحت تأثیر غم؛ غمگین؛ سرشار از غم.

عبارات و ترکیب‌ها

grief-stricken family

خانواده داغدار

deeply grief-stricken

به شدت داغدار

grief-stricken silence

سکوت داغدار

become grief-stricken

داغدار شدن

grief-stricken face

چهره داغدار

utterly grief-stricken

کاملاً داغدار

grief-stricken state

حالت داغدار

finding grief-stricken

یافتن داغدار

grief-stricken eyes

چشمان داغدار

seem grief-stricken

به نظر داغدار به نظر می رسد

جملات نمونه

the family was grief-stricken after the tragic accident.

خانواده پس از حادثه تلخ، داغدار بود.

she felt grief-stricken by the loss of her beloved pet.

او پس از دست دادن حیوان خانگی مورد علاقه اش، داغدار احساس کرد.

he stood grief-stricken, staring at the empty chair.

او داغدار ایستاده بود و به صندلی خالی خیره شده بود.

the community rallied around the grief-stricken parents.

جامعه دور خانواده‌های داغدار جمع شد.

grief-stricken, she couldn't bring herself to speak.

داغدار، نتوانست خودش را وادار به صحبت کند.

the news left the nation grief-stricken and in mourning.

این خبر ملت را داغدار و در سوگ گذاشت.

he expressed his grief-stricken feelings in a poem.

او احساسات داغدار خود را در یک شعر بیان کرد.

the team offered comfort to the grief-stricken athlete.

تیم به ورزشکار داغدار آرامش داد.

they were grief-stricken to learn of their friend's passing.

آنها از شنیدن خبر فوت دوستشان داغدار شدند.

the town was grief-stricken by the sudden disappearance.

شهر از ناپدید شدن ناگهانی داغدار بود.

despite the grief-stricken atmosphere, they remained strong.

با وجود فضای داغدار، آنها قوی باقی ماندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید