grievants

[ایالات متحده]/[ˈɡrɪvənts]/
[بریتانیا]/[ˈɡrɪvənts]/

ترجمه

n. افرادی که دغدغه یا شکایتی دارند؛ شخصی که احساس می کند به طور ناعادلانه درمان شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

grievants' claims

مطالبات شاکیان

addressing grievants

مقابله با شاکیان

grievants file

فایل شاکیان

protecting grievants

حفاظت از شاکیان

grievants gather

جمع شدن شاکیان

grievants seek

جستجوی شاکیان

جملات نمونه

the company faced numerous complaints from aggrieved customers.

شرکت با چندین شکایت از مشتریان ناراضی مواجه شد.

many potential grieved parties filed claims with the insurance company.

بسیاری از افراد ناراضی محتمل دعوای خود را در شرکت بیمه مطرح کردند.

the ombudsman investigated the claims of the grieved employees.

میانجی‌گر دعوای کارکنان ناراضی را بررسی کرد.

the city council listened to the concerns of the grieved residents.

شورای شهر به نگرانی‌های ساکنین ناراضی گوش داد.

the court ruled in favor of the grieved plaintiff.

دیوان در راستای طرفدار خواهان ناراضی حکم داد.

the report detailed the experiences of the grieved individuals.

گزارش تجربیات افراد ناراضی را به طور جزئی توضیح داد.

the organization advocated for the rights of the grieved stakeholders.

سازمان برای حقوق ذینفعان ناراضی دفاع کرد.

the committee provided a platform for the grieved to voice their concerns.

کمیته یک پلتفرم برای افراد ناراضی فراهم کرد تا نگرانی‌های خود را بیان کنند.

the company attempted to resolve the issues of the grieved employees quickly.

شرکت سعی کرد به سرعت مشکلات کارکنان ناراضی را حل کند.

the legal team represented the grieved clients effectively.

تیم حقوقی به طور مؤثر مشتریان ناراضی را نمایندگی کرد.

the survey aimed to understand the perspectives of the grieved participants.

این پرسش‌نامه به منظور درک دیدگاه‌های شرکت‌کنندگان ناراضی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید