grotty

[ایالات متحده]/'grɒtɪ/
[بریتانیا]/'ɡrɑti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناخوشایند در ظاهر، غیرجذاب

جملات نمونه

The grotty old couch needed to be thrown out.

مبل کهنه و بدبو نیاز به دور ریختن داشت.

She refused to stay in the grotty hotel room.

او از ماندن در اتاق هتل کثیف و بدحال امتناع کرد.

The grotty alley was filled with trash and graffiti.

پسکوچه‌ی کثیف و بدبو پر از زباله و نقاشی‌های دیواری بود.

He found a grotty old book in the attic.

او یک کتاب قدیمی و کثیف در زیرشیرآزه‌ها پیدا کرد.

The grotty cafeteria served unappetizing food.

در کافتریای کثیف و بدبو، غذای نامطبوع سرو می‌شد.

The grotty public restroom was in desperate need of cleaning.

دستشویی عمومی کثیف و بدبو به شدت به نظافت نیاز داشت.

The grotty street corner was avoided by most pedestrians.

اکثر عابران پیاده از گوشه‌ی خیابان کثیف و بدبو دوری می‌کردند.

She wore a grotty old sweater to paint the walls.

او یک ژاکت قدیمی و کثیف به تن کرد تا دیوارها را رنگ کند.

The grotty water in the pond was not suitable for swimming.

آب کثیف و بدبو در برکه برای شنا مناسب نبود.

The grotty bus stop was poorly maintained.

ایستگاه اتوبوس کثیف و بدبو به خوبی نگهداری نمی‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید