grueling workout
تمرین طاقتفرسا
grueling schedule
برنامه طاقتفرسا
grueling competition
رقابت طاقتفرسا
grueling journey
سفر طاقتفرسا
grueling task
وظیفه طاقتفرسا
grueling race
مسابقه طاقتفرسا
grueling process
فرآیند طاقتفرسا
grueling training
آموزش طاقتفرسا
grueling fight
نبرد طاقتفرسا
grueling exam
آزمون طاقتفرسا
the marathon was a grueling test of endurance.
ماراتن یک آزمون طاقتفرسا و طاقتسوز استقامت بود.
after a grueling day at work, i just want to relax.
بعد از یک روز طاقتفرسا در محل کار، فقط میخواهم استراحت کنم.
the training program was grueling but rewarding.
برنامه آموزشی طاقتفرسا اما جایگزین بود.
she completed the grueling hike despite the tough conditions.
او با وجود شرایط سخت، صعود طاقتفرسا را به پایان رساند.
his grueling schedule leaves him little time for rest.
برنامه طاقتفرسا او زمان کمی برای استراحت باقی میگذارد.
the grueling competition pushed everyone to their limits.
رقابت طاقتفرسا همه را به حد توانشان رساند.
they survived a grueling week of exams.
آنها یک هفته طاقتفرسا از امتحان را پشت سر گذاشتند.
the athlete endured a grueling training regimen.
ورزشکار یک رژیم تمرینی طاقتفرسا را تحمل کرد.
his grueling workout routine is impressive.
برنامه ورزشی طاقتفرسا و طاقتسوز او قابل تحسین است.
we faced a grueling journey to reach our destination.
ما سفر طاقتفرسایی برای رسیدن به مقصد خود داشتیم.
grueling workout
تمرین طاقتفرسا
grueling schedule
برنامه طاقتفرسا
grueling competition
رقابت طاقتفرسا
grueling journey
سفر طاقتفرسا
grueling task
وظیفه طاقتفرسا
grueling race
مسابقه طاقتفرسا
grueling process
فرآیند طاقتفرسا
grueling training
آموزش طاقتفرسا
grueling fight
نبرد طاقتفرسا
grueling exam
آزمون طاقتفرسا
the marathon was a grueling test of endurance.
ماراتن یک آزمون طاقتفرسا و طاقتسوز استقامت بود.
after a grueling day at work, i just want to relax.
بعد از یک روز طاقتفرسا در محل کار، فقط میخواهم استراحت کنم.
the training program was grueling but rewarding.
برنامه آموزشی طاقتفرسا اما جایگزین بود.
she completed the grueling hike despite the tough conditions.
او با وجود شرایط سخت، صعود طاقتفرسا را به پایان رساند.
his grueling schedule leaves him little time for rest.
برنامه طاقتفرسا او زمان کمی برای استراحت باقی میگذارد.
the grueling competition pushed everyone to their limits.
رقابت طاقتفرسا همه را به حد توانشان رساند.
they survived a grueling week of exams.
آنها یک هفته طاقتفرسا از امتحان را پشت سر گذاشتند.
the athlete endured a grueling training regimen.
ورزشکار یک رژیم تمرینی طاقتفرسا را تحمل کرد.
his grueling workout routine is impressive.
برنامه ورزشی طاقتفرسا و طاقتسوز او قابل تحسین است.
we faced a grueling journey to reach our destination.
ما سفر طاقتفرسایی برای رسیدن به مقصد خود داشتیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید