grueling

[ایالات متحده]/ˈɡruːəlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡruːlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فوق‌العاده خسته‌کننده و دشوار؛ شدید یا طاقت‌فرسا
n. مجازات یا سختی شدید جسمی
adv. به طرز دشوار یا خسته‌کننده

عبارات و ترکیب‌ها

grueling workout

تمرین طاقت‌فرسا

grueling schedule

برنامه طاقت‌فرسا

grueling competition

رقابت طاقت‌فرسا

grueling journey

سفر طاقت‌فرسا

grueling task

وظیفه طاقت‌فرسا

grueling race

مسابقه طاقت‌فرسا

grueling process

فرآیند طاقت‌فرسا

grueling training

آموزش طاقت‌فرسا

grueling fight

نبرد طاقت‌فرسا

grueling exam

آزمون طاقت‌فرسا

جملات نمونه

the marathon was a grueling test of endurance.

ماراتن یک آزمون طاقت‌فرسا و طاقت‌سوز استقامت بود.

after a grueling day at work, i just want to relax.

بعد از یک روز طاقت‌فرسا در محل کار، فقط می‌خواهم استراحت کنم.

the training program was grueling but rewarding.

برنامه آموزشی طاقت‌فرسا اما جایگزین بود.

she completed the grueling hike despite the tough conditions.

او با وجود شرایط سخت، صعود طاقت‌فرسا را به پایان رساند.

his grueling schedule leaves him little time for rest.

برنامه طاقت‌فرسا او زمان کمی برای استراحت باقی می‌گذارد.

the grueling competition pushed everyone to their limits.

رقابت طاقت‌فرسا همه را به حد توانشان رساند.

they survived a grueling week of exams.

آنها یک هفته طاقت‌فرسا از امتحان را پشت سر گذاشتند.

the athlete endured a grueling training regimen.

ورزشکار یک رژیم تمرینی طاقت‌فرسا را تحمل کرد.

his grueling workout routine is impressive.

برنامه ورزشی طاقت‌فرسا و طاقت‌سوز او قابل تحسین است.

we faced a grueling journey to reach our destination.

ما سفر طاقت‌فرسایی برای رسیدن به مقصد خود داشتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید