gubbins

[ایالات متحده]/ˈɡʌbɪnz/
[بریتانیا]/ˈɡʌbɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزهای، چیزهای یا اشیاء (به ویژه وقتی که نام خاصی نمی‌شناسیم یا مهم نیست)؛ عملکرد یا مکانیسم داخلی چیزی
شکل‌های واژه
جمعgubbinss

عبارات و ترکیب‌ها

mechanical gubbins

چیزهای مکانیکی

broken gubbins

چیزهای شکسته

old gubbins

چیزهای قدیمی

spare gubbins

چیزهای اضافی

tangled gubbins

چیزهای گره خورده

plastic gubbins

چیزهای پلاستیکی

little gubbins

چیزهای کوچک

random gubbins

چیزهای تصادفی

gubbins everywhere

چیزهایی در هر جا

gubbins problem

مشکل چیزهای

جملات نمونه

i've got all the gubbins for the model train set spread across the living room floor.

تمام چرخ‌های مدل قطار را روی زمین اتاق نشیمن من پخش کرده‌ام.

the technician examined the machine's internal gubbins to find the problem.

تکنسیان چرخ‌های داخلی ماشین را برای پیدا کردن مشکل بررسی کرد.

don't lose any of the little gubbins when you take it apart.

وقتی آن را از هم می‌پریزی، هیچ یک از چرخ‌های کوچک را از دست نده.

the new phone has so much fancy gubbins that i can't figure out how to use it.

تلفن جدید چنان چرخ‌های پیچیده‌ای دارد که نمی‌توانم بفهمم چگونه استفاده کنم.

i looked at the broken device and wondered which gubbins needed replacing.

من به دستگاه شکسته نگاه کردم و فکر کردم کدام چرخ‌ها نیاز به تعویض دارند.

this gadget has more gubbins than it needs and keeps breaking down.

این دستگاه بیشتر چرخ‌هایی دارد که نیاز دارد و همیشه خراب می‌شود.

she collected all the useless gubbins from the broken radio.

او تمام چرخ‌های بی‌کار از رادیو شکسته را جمع کرد.

the whole gubbins is so complicated that nobody knows how it works.

تمام چرخ‌ها به‌طوری که هیچ‌کس نمی‌داند چگونه کار می‌کنند، پیچیده است.

i sorted through various gubbins in the drawer and found what i needed.

من در چرخ‌های مختلف در جعبه را مرتب کردم و آنچه نیاز داشتم را پیدا کردم.

the old radio has interesting mechanical gubbins inside.

رادیو قدیمی چرخ‌های مکانیکی جالبی در داخل دارد.

my son spread all the gubbins from his new toy across the floor.

پسر من تمام چرخ‌های جدید بازی‌اش را روی زمین پخش کرد.

the device looks complicated but the actual gubbins is quite simple.

این دستگاه به نظر پیچیده می‌آید اما چرخ‌های واقعی آن خیلی ساده است.

grandfather kept all the old mechanical gbins for years.

پدربزرگ تمام چرخ‌های مکانیکی قدیمی را به مدت سال‌ها نگه داشت.

there's too much unnecessary gubbins in this machine.

در این ماشین چرخ‌های بی‌کار زیادی وجود دارد.

i found some random electronic gubbins in my drawer.

من چند چرخ الکترونیکی تصادفی در جعبه‌ام پیدا کردم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید