guilting

[ایالات متحده]/ˈɡɪltɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡɪltɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ایجاد احساس گناه در کسی

عبارات و ترکیب‌ها

guilting someone

گناه کردن دیگران

guilting yourself

گناه کردن خود

guilting tactics

تاکتیک های گناه کردن

guilting others

گناه کردن دیگران

guilting techniques

تکنیک های گناه کردن

guilting behavior

رفتار گناه کردن

guilting method

روش گناه کردن

guilting culture

فرهنگ گناه کردن

guilting friends

گناه کردن دوستان

guilting family

گناه کردن خانواده

جملات نمونه

she is always guilting me into helping her with her projects.

او همیشه سعی می‌کند با احساس گناه مرا وادار به کمک کردن در پروژه‌هایش کند.

guilting someone can lead to resentment in a relationship.

گناه کردن کسی می‌تواند منجر به کینه در یک رابطه شود.

he used guilting as a tactic to get what he wanted.

او از احساس گناه به عنوان یک تاکتیک برای به دست آوردن خواسته‌هایش استفاده می‌کرد.

guilting your friends can damage your friendship.

گناه کردن دوستانتان می‌تواند دوستی شما را خراب کند.

she felt guilty for guilting her parents into buying her a car.

او احساس گناه می‌کرد که والدینش را وادار به خریدن ماشین برایش کرده بود.

guilting him into attending the party was not fair.

وادار کردن او به رفتن به مهمانی با احساس گناه منصفانه نبود.

he realized that guilting his siblings was not a good strategy.

او متوجه شد که وادار کردن خواهر و برادرش با احساس گناه یک استراتژی خوب نیست.

guilting her into staying home only made her more upset.

وادار کردن او به ماندن در خانه با احساس گناه فقط او را بیشتر ناراحت کرد.

she stopped guilting herself over past mistakes.

او از سرزنش کردن خودش به خاطر اشتباهات گذشته دست برداشت.

guilting someone can sometimes backfire and lead to conflict.

گناه کردن کسی گاهی اوقات ممکن است به ضرر خودتان تمام شود و منجر به درگیری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید