| جمع | gunfighters |
gunfighter style
سبک قاتل با گل دست
be a gunfighter
شوند قاتل با گل دست
gunfighter legend
سرگذشت قاتل با گل دست
classic gunfighter
قاتل با گل دست کلاسیک
gunfighter duel
مبارزه قاتل با گل دست
gunfighter's life
زندگی قاتل با گل دست
becoming a gunfighter
شدن قاتل با گل دست
gunfighter film
فیلم قاتل با گل دست
fierce gunfighter
قاتل با گل دست شدید
old gunfighter
قاتل با گل دست قدیمی
the aging gunfighter adjusted his worn hat and squinted at the horizon.
گیشهگر پیر دستهای خود را روی کلاه ساییدهاش تنظیم کرد و به افق نگاهی میانداخت.
he was a legendary gunfighter known throughout the wild west.
او یک گیشهگر معروف بود که در تمامی جنوب غربی شناخته میشد.
the young gunslinger practiced his draw with lightning speed.
گیشهگر جوان سرعت خود را در کشیدن گیشه تمرین میکرد.
a notorious gunfighter walked into the dusty saloon.
یک گیشهگر شایانالیقین به سالن گرد و غبار وارد شد.
the gunfighter’s reputation preceded him; everyone knew he was dangerous.
معروفیت گیشهگر از پیش از ورودش میآمد؛ هر کس میدانست که خطرناک است.
he faced down the rival gang like a true gunfighter.
او مانند یک گیشهگر واقعی با گروه رقبهاش مواجه شد.
the quickdraw champion was a formidable gunfighter.
شampion کشیدن سریع یک گیشهگر قدرتمند بود.
the town feared the arrival of the ruthless gunfighter.
شهر از ورود گیشهگر بیرحم ترسید.
he was more than just a gunfighter; he was a symbol of the frontier.
او بیش از یک گیشهگر بود؛ او نماد مرز بود.
the gunfighter’s final duel was a tragic and swift affair.
نبرد نهایی گیشهگر یک رویداد غمانگیز و سریع بود.
despite his reputation, the gunfighter had a code of honor.
همچنین با وجود شهرت خود، گیشهگر یک قانون اخلاق داشت.
gunfighter style
سبک قاتل با گل دست
be a gunfighter
شوند قاتل با گل دست
gunfighter legend
سرگذشت قاتل با گل دست
classic gunfighter
قاتل با گل دست کلاسیک
gunfighter duel
مبارزه قاتل با گل دست
gunfighter's life
زندگی قاتل با گل دست
becoming a gunfighter
شدن قاتل با گل دست
gunfighter film
فیلم قاتل با گل دست
fierce gunfighter
قاتل با گل دست شدید
old gunfighter
قاتل با گل دست قدیمی
the aging gunfighter adjusted his worn hat and squinted at the horizon.
گیشهگر پیر دستهای خود را روی کلاه ساییدهاش تنظیم کرد و به افق نگاهی میانداخت.
he was a legendary gunfighter known throughout the wild west.
او یک گیشهگر معروف بود که در تمامی جنوب غربی شناخته میشد.
the young gunslinger practiced his draw with lightning speed.
گیشهگر جوان سرعت خود را در کشیدن گیشه تمرین میکرد.
a notorious gunfighter walked into the dusty saloon.
یک گیشهگر شایانالیقین به سالن گرد و غبار وارد شد.
the gunfighter’s reputation preceded him; everyone knew he was dangerous.
معروفیت گیشهگر از پیش از ورودش میآمد؛ هر کس میدانست که خطرناک است.
he faced down the rival gang like a true gunfighter.
او مانند یک گیشهگر واقعی با گروه رقبهاش مواجه شد.
the quickdraw champion was a formidable gunfighter.
شampion کشیدن سریع یک گیشهگر قدرتمند بود.
the town feared the arrival of the ruthless gunfighter.
شهر از ورود گیشهگر بیرحم ترسید.
he was more than just a gunfighter; he was a symbol of the frontier.
او بیش از یک گیشهگر بود؛ او نماد مرز بود.
the gunfighter’s final duel was a tragic and swift affair.
نبرد نهایی گیشهگر یک رویداد غمانگیز و سریع بود.
despite his reputation, the gunfighter had a code of honor.
همچنین با وجود شهرت خود، گیشهگر یک قانون اخلاق داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید