gunmetal

[ایالات متحده]/'gʌnmet(ə)l/
[بریتانیا]/'ɡʌnmɛtl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رنگ خاکستری تیره که شبیه فلزی است که در ساخت توپ‌ها استفاده می‌شود؛ سایه‌ای از برنز
Word Forms
جمعgunmetals

عبارات و ترکیب‌ها

gunmetal finish

روکش گانمتال

جملات نمونه

Gunmetal grey paint on this mudroom’s French doors adds contrast and enhances the feeling of height in the space.

رنگ خاکستری گانمتال روی درهای فرانسوی اتاق تعویض لباس، کنتراست ایجاد کرده و احساس ارتفاع را در فضا افزایش می‌دهد.

The gunmetal color of the car gave it a sleek and modern look.

رنگ گانمتال خودرو به آن ظاهری مدرن و جذاب بخشید.

He wore a stylish gunmetal watch on his wrist.

او یک ساعت گانمتال شیک به مچ دستش بسته بود.

The gunmetal finish on the furniture matched the industrial decor of the room.

پوشش گانمتال روی مبلمان با دکور صنعتی اتاق مطابقت داشت.

She painted the metal gate in a gunmetal shade to blend in with the surroundings.

او دروازه فلزی را با رنگ گانمتال رنگ کرد تا با محیط اطراف ترکیب شود.

The gunmetal hardware on the bag added a touch of sophistication to the design.

قطعات سخت‌افزاری گانمتال روی کیف به طراحی آن ظرافت خاصی بخشید.

The gunmetal jewelry complemented her outfit perfectly.

جواهرات گانمتال به طور کامل با لباس او هماهنگ بود.

He preferred a gunmetal finish for his gadgets because it looked more stylish.

او ترجیح می‌داد گجت‌های خود را با پوشش گانمتال رنگ کند زیرا شیک‌تر به نظر می‌رسید.

The gunmetal gray sky signaled an approaching storm.

آسمان خاکستری گانمتال نشان‌دهنده قریب‌الوقوع بودن طوفان بود.

The gunmetal sheen of the lake reflected the evening sun beautifully.

درخشش گانمتال دریاچه، نور خورشید غروب را به زیبایی منعکس می‌کرد.

The gunmetal frames of the glasses gave them a modern and edgy look.

قاب‌های گانمتال عینک به آن‌ها ظاهری مدرن و خاص بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید