steel-gray sky
آسمان خاکستری فولادی
steel-gray hair
موی خاکستری فولادی
steel-gray light
نور خاکستری فولادی
steel-gray color
رنگ خاکستری فولادی
steel-gray suit
کостüm خاکستری فولادی
steel-gray morning
صبح خاکستری فولادی
steel-gray evening
شب خاکستری فولادی
steel-gray buildings
بناهای خاکستری فولادی
steel-gray waters
آبهای خاکستری فولادی
steel-gray shadows
سایههای خاکستری فولادی
the sky was a steel-gray expanse above the city.
آسمان بالای شهر یک گستردهای از رنگ خاکستری فولادی بود.
she wore a steel-gray wool coat and a red scarf.
او یک کت پشمی رنگ خاکستری فولادی و یک گردنبند قرمز پوشید.
the steel-gray waves crashed against the rocky shore.
موجهای خاکستری فولادی علیه ساحل سنگی شکستند.
his eyes held a steel-gray intensity that was unsettling.
چشمان او یک شدیدیت خاکستری فولادی داشت که نامطمئن بود.
the steel-gray paint on the old car was peeling.
رنگ خاکستری فولادی روی ماشین قدیمی پوستههای خود را از دست داده بود.
a steel-gray fog rolled in, obscuring the view.
یک گرمای خاکستری فولادی وارد شد و دید را محدود کرد.
the steel-gray metal of the sculpture reflected the light.
فولادی خاکستری از مسکن میتوانست نور را بازتاباند.
he described the landscape as a steel-gray monotony.
او منظره را یک یکنواختی خاکستری فولادی توصیف کرد.
the steel-gray clouds threatened a looming storm.
ابرها خاکستری فولادی یک باران نزدیک را تهدید میکردند.
the building's steel-gray facade gave it a modern look.
پشت بام ساختمان با رنگ خاکستری فولادی آن یک نگاه مدرن را ایجاد کرد.
she admired the steel-gray sheen of the polished stone.
او نور خاکستری فولادی سنگ پرچم را دوست داشت.
steel-gray sky
آسمان خاکستری فولادی
steel-gray hair
موی خاکستری فولادی
steel-gray light
نور خاکستری فولادی
steel-gray color
رنگ خاکستری فولادی
steel-gray suit
کостüm خاکستری فولادی
steel-gray morning
صبح خاکستری فولادی
steel-gray evening
شب خاکستری فولادی
steel-gray buildings
بناهای خاکستری فولادی
steel-gray waters
آبهای خاکستری فولادی
steel-gray shadows
سایههای خاکستری فولادی
the sky was a steel-gray expanse above the city.
آسمان بالای شهر یک گستردهای از رنگ خاکستری فولادی بود.
she wore a steel-gray wool coat and a red scarf.
او یک کت پشمی رنگ خاکستری فولادی و یک گردنبند قرمز پوشید.
the steel-gray waves crashed against the rocky shore.
موجهای خاکستری فولادی علیه ساحل سنگی شکستند.
his eyes held a steel-gray intensity that was unsettling.
چشمان او یک شدیدیت خاکستری فولادی داشت که نامطمئن بود.
the steel-gray paint on the old car was peeling.
رنگ خاکستری فولادی روی ماشین قدیمی پوستههای خود را از دست داده بود.
a steel-gray fog rolled in, obscuring the view.
یک گرمای خاکستری فولادی وارد شد و دید را محدود کرد.
the steel-gray metal of the sculpture reflected the light.
فولادی خاکستری از مسکن میتوانست نور را بازتاباند.
he described the landscape as a steel-gray monotony.
او منظره را یک یکنواختی خاکستری فولادی توصیف کرد.
the steel-gray clouds threatened a looming storm.
ابرها خاکستری فولادی یک باران نزدیک را تهدید میکردند.
the building's steel-gray facade gave it a modern look.
پشت بام ساختمان با رنگ خاکستری فولادی آن یک نگاه مدرن را ایجاد کرد.
she admired the steel-gray sheen of the polished stone.
او نور خاکستری فولادی سنگ پرچم را دوست داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید