| جمع | iron-grays |
iron-gray sky
آسمان گوهری فولادی
an iron-gray hue
یک رنگ گوهری فولادی
iron-gray hair
موی گوهری فولادی
looked iron-gray
به نظر میرسید گوهری فولادی
iron-gray stone
سنگ گوهری فولادی
felt iron-gray
احساس میکرد گوهری فولادی
iron-gray light
نور گوهری فولادی
with iron-gray
با گوهری فولادی
iron-gray metal
فولاد گوهری فولادی
becoming iron-gray
در حال شدن گوهری فولادی
the old building had an iron-gray facade, weathered by decades of storms.
بنا قدیمی دارای یک پوشش فاسادی از رنگ آهنی-خاکستری بود که با دههها باران و باد سخت شده بود.
he wore an iron-gray suit, a stark contrast to the vibrant city scene.
او یک پاکوی آهنی-خاکستری پوشید که با منظره پر انرژی شهر در تضاد واضحی قرار داشت.
the sky was a uniform iron-gray, hinting at an approaching rainstorm.
آسمان به رنگ یک آهنی-خاکستری یکنواخت بود که نشان دهنده بارش آینده بود.
her hair, once vibrant, had faded to an iron-gray shade.
موی او که یک زمان پر انرژی بود، به رنگ آهنی-خاکستری فاصله گرفته بود.
the landscape was bleak, dominated by iron-gray rocks and sparse vegetation.
منظره بسیار خالی بود و توسط سنگهای آهنی-خاکستری و گیاهان نادر حاکم بود.
the artist used iron-gray pigments to create a somber, reflective mood.
هنرمند از رنگهای آهنی-خاکستری برای ایجاد یک حالت افسرده و بازتابگر استفاده کرد.
the river flowed sluggishly through the iron-gray valley.
رودخانه به آرامی از طریق دشتی با رنگ آهنی-خاکستری جریان مییافت.
the old wolf’s fur was a mottled iron-gray, blending with the shadows.
پشم شیرخوار قدیمی به رنگ آهنی-خاکستری دوخته بود و با سایهها ترکیب میشد.
the statue’s iron-gray surface reflected the dim light of the museum.
سطح آهنی-خاکستری اسکلتور نور کم موزه را بازتاب میداد.
he described the city skyline as a mass of iron-gray concrete and steel.
او آسمان شهر را به عنوان یک جمعیت از بeton و فولاد با رنگ آهنی-خاکستری توصیف کرد.
the photograph captured the stark beauty of the iron-gray desert landscape.
عکس زیبایی بسیار واضح منظره صحرا با رنگ آهنی-خاکستری را ثبت کرد.
iron-gray sky
آسمان گوهری فولادی
an iron-gray hue
یک رنگ گوهری فولادی
iron-gray hair
موی گوهری فولادی
looked iron-gray
به نظر میرسید گوهری فولادی
iron-gray stone
سنگ گوهری فولادی
felt iron-gray
احساس میکرد گوهری فولادی
iron-gray light
نور گوهری فولادی
with iron-gray
با گوهری فولادی
iron-gray metal
فولاد گوهری فولادی
becoming iron-gray
در حال شدن گوهری فولادی
the old building had an iron-gray facade, weathered by decades of storms.
بنا قدیمی دارای یک پوشش فاسادی از رنگ آهنی-خاکستری بود که با دههها باران و باد سخت شده بود.
he wore an iron-gray suit, a stark contrast to the vibrant city scene.
او یک پاکوی آهنی-خاکستری پوشید که با منظره پر انرژی شهر در تضاد واضحی قرار داشت.
the sky was a uniform iron-gray, hinting at an approaching rainstorm.
آسمان به رنگ یک آهنی-خاکستری یکنواخت بود که نشان دهنده بارش آینده بود.
her hair, once vibrant, had faded to an iron-gray shade.
موی او که یک زمان پر انرژی بود، به رنگ آهنی-خاکستری فاصله گرفته بود.
the landscape was bleak, dominated by iron-gray rocks and sparse vegetation.
منظره بسیار خالی بود و توسط سنگهای آهنی-خاکستری و گیاهان نادر حاکم بود.
the artist used iron-gray pigments to create a somber, reflective mood.
هنرمند از رنگهای آهنی-خاکستری برای ایجاد یک حالت افسرده و بازتابگر استفاده کرد.
the river flowed sluggishly through the iron-gray valley.
رودخانه به آرامی از طریق دشتی با رنگ آهنی-خاکستری جریان مییافت.
the old wolf’s fur was a mottled iron-gray, blending with the shadows.
پشم شیرخوار قدیمی به رنگ آهنی-خاکستری دوخته بود و با سایهها ترکیب میشد.
the statue’s iron-gray surface reflected the dim light of the museum.
سطح آهنی-خاکستری اسکلتور نور کم موزه را بازتاب میداد.
he described the city skyline as a mass of iron-gray concrete and steel.
او آسمان شهر را به عنوان یک جمعیت از بeton و فولاد با رنگ آهنی-خاکستری توصیف کرد.
the photograph captured the stark beauty of the iron-gray desert landscape.
عکس زیبایی بسیار واضح منظره صحرا با رنگ آهنی-خاکستری را ثبت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید