gas guzzler
خودروسوار گازسوز
fuel guzzler
خودروسوار گازسوز
energy guzzler
مصرفکننده انرژی
car guzzler
خودروسوار گازسوز
big guzzler
خودروی بزرگ
power guzzler
مصرفکننده نیرو
petrol guzzler
خودروسوار بنزینسوز
drink guzzler
مصرفکننده نوشیدنی
fuel-efficient guzzler
خودروی کممصرف
environmental guzzler
آلاینده محیط زیست
the car is a real gas guzzler.
خودرو یک مصرفکننده بنزین واقعی است.
he is known as a soda guzzler among his friends.
او در بین دوستانش به عنوان یک نوشیدنیخور معروف شناخته میشود.
don't be a guzzler; drink water slowly.
نوشیدنیخور نباشید؛ آب را به آرامی بنوشید.
the new truck is a fuel guzzler.
آن کامیون جدید یک مصرفکننده سوخت است.
she called him a guzzler for finishing the pizza alone.
او به خاطر تمام کردن پیتزا به تنهایی او را نوشیدنیخور صدا زد.
his reputation as a beer guzzler precedes him.
شهرت او به عنوان یک نوشیدنیخور آبجو از او پیشی میگیرد.
that old model is a notorious guzzler of fuel.
آن مدل قدیمی یک مصرفکننده سوخت مشهور است.
she's a notorious soda guzzler at parties.
او در مهمانیها یک نوشیدنیخور معروف نوشابه است.
being a guzzler can lead to health issues.
نوشیدنیخوری میتواند منجر به مشکلات سلامتی شود.
they warned him about being a guzzler on road trips.
آنها به او در مورد نوشیدنیخوری در سفرهای جادهای هشدار دادند.
gas guzzler
خودروسوار گازسوز
fuel guzzler
خودروسوار گازسوز
energy guzzler
مصرفکننده انرژی
car guzzler
خودروسوار گازسوز
big guzzler
خودروی بزرگ
power guzzler
مصرفکننده نیرو
petrol guzzler
خودروسوار بنزینسوز
drink guzzler
مصرفکننده نوشیدنی
fuel-efficient guzzler
خودروی کممصرف
environmental guzzler
آلاینده محیط زیست
the car is a real gas guzzler.
خودرو یک مصرفکننده بنزین واقعی است.
he is known as a soda guzzler among his friends.
او در بین دوستانش به عنوان یک نوشیدنیخور معروف شناخته میشود.
don't be a guzzler; drink water slowly.
نوشیدنیخور نباشید؛ آب را به آرامی بنوشید.
the new truck is a fuel guzzler.
آن کامیون جدید یک مصرفکننده سوخت است.
she called him a guzzler for finishing the pizza alone.
او به خاطر تمام کردن پیتزا به تنهایی او را نوشیدنیخور صدا زد.
his reputation as a beer guzzler precedes him.
شهرت او به عنوان یک نوشیدنیخور آبجو از او پیشی میگیرد.
that old model is a notorious guzzler of fuel.
آن مدل قدیمی یک مصرفکننده سوخت مشهور است.
she's a notorious soda guzzler at parties.
او در مهمانیها یک نوشیدنیخور معروف نوشابه است.
being a guzzler can lead to health issues.
نوشیدنیخوری میتواند منجر به مشکلات سلامتی شود.
they warned him about being a guzzler on road trips.
آنها به او در مورد نوشیدنیخوری در سفرهای جادهای هشدار دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید