hoarder

[ایالات متحده]/'hɔ:də/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که مقدار زیادی از اقلام را ذخیره یا انباشته می‌کند؛ شخصی که کالاها را انبار می‌کند.
Word Forms
جمعhoarders

عبارات و ترکیب‌ها

compulsive hoarder

خریداری اجباری

جملات نمونه

She is a hoarder of old newspapers.

او یک جمع‌کننده وسایل دست‌دوم روزنامه قدیمی است.

The hoarder kept piles of books in every room.

جمع‌کننده وسایل، انبوهی از کتاب در هر اتاق نگه می‌داشت.

He is a hoarder of vintage vinyl records.

او یک جمع‌کننده وسایل، صفحه وینیل قدیمی است.

The hoarder's house was filled with boxes of random items.

خانه جمع‌کننده وسایل با جعبه‌هایی از وسایل تصادفی پر شده بود.

The hoarder struggles to throw anything away.

جمع‌کننده وسایل برای دور انداختن هر چیزی تلاش می‌کند.

She has a reputation for being a hoarder of designer clothes.

او به داشتن وسایل دست‌دوم لباس‌های طراحی معروف است.

The hoarder's collection of antiques is impressive.

مجموعه وسایل آنتیک جمع‌کننده وسایل بسیار چشمگیر است.

He is a hoarder of electronic gadgets.

او یک جمع‌کننده وسایل، گجت‌های الکترونیکی است.

The hoarder's obsession with acquiring things has become a problem.

وسواس جمع‌کننده وسایل برای به دست آوردن وسایل تبدیل به مشکلی شده است.

She is a hoarder of sentimental items from her childhood.

او یک جمع‌کننده وسایل، وسایل احساسی از دوران کودکی خود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید