habited area
منطقه مسکونی
habited land
زمین مسکونی
habited zone
منطقه مسکونی
habited island
جزیره مسکونی
habited region
منطقه مسکونی
habited place
محل مسکونی
habited site
محل مسکونی
habited space
فضای مسکونی
habited community
جامعه مسکونی
habited settlement
نشستگاه مسکونی
many ancient civilizations were habited by diverse cultures.
تک تمدنهای باستانی توسط فرهنگهای متنوعی سکونت داشتند.
the island was once habited by a thriving community.
این جزیره زمانی توسط یک جامعه مرفه سکونت داشت.
areas that are habited by wildlife need special protection.
مناطقی که توسط حیات وحش سکونت دارند به محافظت ویژه نیاز دارند.
she lives in a region habited by friendly locals.
او در منطقهای که توسط افراد محلی دوستانه سکونت دارد زندگی میکند.
historically, this city was habited by traders and artisans.
در طول تاریخ، این شهر توسط بازرگانان و صنعتگران سکونت داشت.
the forest is habited by various species of birds.
این جنگل توسط گونههای مختلف پرندگان سکونت دارد.
the mountain village is still habited by its original settlers.
این روستای کوهستانی هنوز توسط ساکنان اصلی خود سکونت دارد.
these caves were once habited by ancient humans.
این غارها زمانی توسط انسانهای باستانی سکونت داشتند.
some regions are not habited due to harsh weather conditions.
برخی مناطق به دلیل شرایط آب و هوای سخت سکونت ندارند.
the area is now habited by a small group of artists.
این منطقه اکنون توسط گروه کوچکی از هنرمندان سکونت دارد.
habited area
منطقه مسکونی
habited land
زمین مسکونی
habited zone
منطقه مسکونی
habited island
جزیره مسکونی
habited region
منطقه مسکونی
habited place
محل مسکونی
habited site
محل مسکونی
habited space
فضای مسکونی
habited community
جامعه مسکونی
habited settlement
نشستگاه مسکونی
many ancient civilizations were habited by diverse cultures.
تک تمدنهای باستانی توسط فرهنگهای متنوعی سکونت داشتند.
the island was once habited by a thriving community.
این جزیره زمانی توسط یک جامعه مرفه سکونت داشت.
areas that are habited by wildlife need special protection.
مناطقی که توسط حیات وحش سکونت دارند به محافظت ویژه نیاز دارند.
she lives in a region habited by friendly locals.
او در منطقهای که توسط افراد محلی دوستانه سکونت دارد زندگی میکند.
historically, this city was habited by traders and artisans.
در طول تاریخ، این شهر توسط بازرگانان و صنعتگران سکونت داشت.
the forest is habited by various species of birds.
این جنگل توسط گونههای مختلف پرندگان سکونت دارد.
the mountain village is still habited by its original settlers.
این روستای کوهستانی هنوز توسط ساکنان اصلی خود سکونت دارد.
these caves were once habited by ancient humans.
این غارها زمانی توسط انسانهای باستانی سکونت داشتند.
some regions are not habited due to harsh weather conditions.
برخی مناطق به دلیل شرایط آب و هوای سخت سکونت ندارند.
the area is now habited by a small group of artists.
این منطقه اکنون توسط گروه کوچکی از هنرمندان سکونت دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید