habited

[ایالات متحده]/ˈhæbɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈhæbɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پوشیدن; زینت دادن (شکل ماضی نقلی عادت)
adj. پوشیده; در عادت پوشیده شده

عبارات و ترکیب‌ها

habited area

منطقه مسکونی

habited land

زمین مسکونی

habited zone

منطقه مسکونی

habited island

جزیره مسکونی

habited region

منطقه مسکونی

habited place

محل مسکونی

habited site

محل مسکونی

habited space

فضای مسکونی

habited community

جامعه مسکونی

habited settlement

نشستگاه مسکونی

جملات نمونه

many ancient civilizations were habited by diverse cultures.

تک تمدن‌های باستانی توسط فرهنگ‌های متنوعی سکونت داشتند.

the island was once habited by a thriving community.

این جزیره زمانی توسط یک جامعه مرفه سکونت داشت.

areas that are habited by wildlife need special protection.

مناطقی که توسط حیات وحش سکونت دارند به محافظت ویژه نیاز دارند.

she lives in a region habited by friendly locals.

او در منطقه‌ای که توسط افراد محلی دوستانه سکونت دارد زندگی می‌کند.

historically, this city was habited by traders and artisans.

در طول تاریخ، این شهر توسط بازرگانان و صنعتگران سکونت داشت.

the forest is habited by various species of birds.

این جنگل توسط گونه‌های مختلف پرندگان سکونت دارد.

the mountain village is still habited by its original settlers.

این روستای کوهستانی هنوز توسط ساکنان اصلی خود سکونت دارد.

these caves were once habited by ancient humans.

این غارها زمانی توسط انسان‌های باستانی سکونت داشتند.

some regions are not habited due to harsh weather conditions.

برخی مناطق به دلیل شرایط آب و هوای سخت سکونت ندارند.

the area is now habited by a small group of artists.

این منطقه اکنون توسط گروه کوچکی از هنرمندان سکونت دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید