habitués

[ایالات متحده]/a.bi.tɥe/
[بریتانیا]/a.bi.tɥe/

ترجمه

n. بازدیدکنندگان منظم، مشتریان یا افرادی که به مکانی به طور معمول حضور دارند
adj. صورت جمع مردانه کلمه habitué؛ متعود، به چیزی عادت کرده، مروّج

عبارات و ترکیب‌ها

regular habitués

عادتی مشتریان وفادار

old habitués

مشتریان وفادار قدیمی

known habitués

مشتریان وفادار شناخته شده

new habitués

مشتریان وفادار جدید

local habitués

مشتریان وفادار محلی

جملات نمونه

the habitués of this café know the owner by name.

مشتریان معمولی این کافه مالک را به نام می‌شناسند.

habitués line up early for the famous brunch.

مشتریان معمولی زودتر در صف می‌ایستند تا به غذای وسیع معروف بپردازند.

the restaurant's habitués appreciate the quiet atmosphere.

مشتریان معمولی رستوران از فضای آرامش‌بخش لذت می‌برند.

many habitués have been coming here for decades.

بسیاری از مشتریان معمولی دهه‌هاست که به اینجا می‌آیند.

the bar's habitués gather every friday evening.

مشتریان معمولی بار هر پنجشنبه‌شب جمع می‌شوند.

habitués always get the best table by the window.

مشتریان معمولی همیشه بهترین میز در کنار پنجره را می‌گیرند.

the local bookstore's habitués enjoy author readings.

مشتریان معمولی کتابفروشی محلی لذت می‌برند از خواندن کتاب‌های نویسندگان.

habitués receive personalized recommendations from staff.

مشتریان معمولی توصیه‌های شخصی‌سازی شده از کارکنان دریافت می‌کنند.

newcomers are welcomed by the friendly habitués.

نفرات جدید توسط مشتریان معمولی دوستانه به خوش‌آمد‌گویی می‌پذیرند.

the jazz club's habitués applaud every performance.

مشتریان معمولی کلبه جاز به هر نمایش تشویق می‌کنند.

regular habitués can make reservations by phone.

مشتریان معمولی می‌توانند رزرو را از طریق تلفن انجام دهند.

habitués value consistency in the menu offerings.

مشتریان معمولی ارزش یکنواختی در ارائه منو را می‌بینند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید