wearing hairbands
پوشیدن گرههای مو
cute hairbands
گرههای مو جذاب
hairbands collection
مجموعه گرههای مو
lost hairbands
گرههای مو از دست رفته
new hairbands
گرههای مو جدید
colorful hairbands
گرههای مو رنگارنگ
elastic hairbands
گرههای مو انعطافپذیر
matching hairbands
گرههای مو سازگار
bought hairbands
گرههای مو خریداری شده
soft hairbands
گرههای مو نرم
she wore colorful hairbands to match her outfit.
او کمربندهای رنگی را به گونهای پوشید که با لباسش متناسب باشد.
my daughter loves collecting sparkly hairbands.
دочка من دوست دارد کمربندهای لامپشده را جمعآوری کند.
the little girl had a pink hairband holding back her bangs.
کودک کوچکی یک کمربند صورتی داشت که چانههایش را به پشت میکشید.
she bought several elastic hairbands at the store.
او در فروشگاه چند کمربند انعطافپذیر خرید.
he used a simple black hairband to keep his hair out of his face.
او یک کمربند سیاه ساده را برای جلوگیری از ورود مویش به صورت خود استفاده کرد.
the bride's hair was adorned with a delicate pearl hairband.
موی مهربان با یک کمربند گوهری ظریف زیبایی داشت.
she secured her ponytail with a wide fabric hairband.
او چرخ موی خود را با یک کمربند پارچهای گسترده ایجاد کرد.
the children were playing with beaded hairbands and ribbons.
کودکان با کمربندهای دکمهدار و گردنبند بازی میکردند.
she found a vintage hairband at the flea market.
او یک کمربند قدیمی را در بازار چوپانی یافت.
the yoga instructor recommended using soft hairbands to keep hair out of the way.
مربی یوگا پیشنهاد داد که از کمربندهای نرم برای جلوگیری از ورود مویش به مسیر استفاده کنید.
she carefully placed a velvet hairband around her head.
او با دقت یک کمربند از جنس گیلاس را دور سر خود قرار داد.
wearing hairbands
پوشیدن گرههای مو
cute hairbands
گرههای مو جذاب
hairbands collection
مجموعه گرههای مو
lost hairbands
گرههای مو از دست رفته
new hairbands
گرههای مو جدید
colorful hairbands
گرههای مو رنگارنگ
elastic hairbands
گرههای مو انعطافپذیر
matching hairbands
گرههای مو سازگار
bought hairbands
گرههای مو خریداری شده
soft hairbands
گرههای مو نرم
she wore colorful hairbands to match her outfit.
او کمربندهای رنگی را به گونهای پوشید که با لباسش متناسب باشد.
my daughter loves collecting sparkly hairbands.
دочка من دوست دارد کمربندهای لامپشده را جمعآوری کند.
the little girl had a pink hairband holding back her bangs.
کودک کوچکی یک کمربند صورتی داشت که چانههایش را به پشت میکشید.
she bought several elastic hairbands at the store.
او در فروشگاه چند کمربند انعطافپذیر خرید.
he used a simple black hairband to keep his hair out of his face.
او یک کمربند سیاه ساده را برای جلوگیری از ورود مویش به صورت خود استفاده کرد.
the bride's hair was adorned with a delicate pearl hairband.
موی مهربان با یک کمربند گوهری ظریف زیبایی داشت.
she secured her ponytail with a wide fabric hairband.
او چرخ موی خود را با یک کمربند پارچهای گسترده ایجاد کرد.
the children were playing with beaded hairbands and ribbons.
کودکان با کمربندهای دکمهدار و گردنبند بازی میکردند.
she found a vintage hairband at the flea market.
او یک کمربند قدیمی را در بازار چوپانی یافت.
the yoga instructor recommended using soft hairbands to keep hair out of the way.
مربی یوگا پیشنهاد داد که از کمربندهای نرم برای جلوگیری از ورود مویش به مسیر استفاده کنید.
she carefully placed a velvet hairband around her head.
او با دقت یک کمربند از جنس گیلاس را دور سر خود قرار داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید