hairdressing

[ایالات متحده]/'hεə,dresiŋ/
[بریتانیا]/ˈhɛrˌdrɛsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آرایش مو
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

hairdressing salon

آرایشگاه

جملات نمونه

a gents hairdressing shop.

آرایشگاه مردانه

I learned hairdressing by practising on my sister.

من با تمرین روی خواهر خود آرایشگری را یاد گرفتم.

Press undeservedly, pull, rub can organize skin lower level flimsily destroy, cannot have the effect of hairdressing not only, rise instead counteractive.

فشار دادن، کشیدن، مالش دادن می‌تواند پوست را به طور نازکی تخریب کند، نه تنها اثر آرایشگری ندارد، بلکه به جای آن اثر معکوس ایجاد می‌کند.

She is studying hairdressing at a beauty school.

او در حال تحصیل در رشته آرایشگری در یک مدرسه زیبایی است.

I need to make an appointment at the hairdressing salon.

من باید وقت ملاقاتی در آرایشگاه بگیرم.

Hairdressing tools include scissors, combs, and hair dryers.

ابزارهای آرایشگری شامل قیچی، شانه و سشوار می شود.

He opened his own hairdressing business last year.

او سال گذشته کسب و کار آرایشگری خود را راه اندازی کرد.

Hairdressing services often include cutting, coloring, and styling.

خدمات آرایشگری اغلب شامل کوتاه کردن، رنگ کردن و مدل کردن مو می شود.

I enjoy getting my hair styled at the hairdressing salon.

من از مرتب کردن موهایم در آرایشگاه لذت می برم.

She is looking for a new hairdressing job in the city.

او به دنبال یک شغل جدید آرایشگری در شهر است.

Hairdressing competitions showcase the skills of talented stylists.

مسابقات آرایشگری مهارت های آرایشگران با استعداد را نشان می دهد.

Hairdressing trends change frequently in the fashion industry.

روندهای آرایشگری به طور مکرر در صنعت مد تغییر می کنند.

Professional hairdressing products are essential for quality results.

محصولات آرایشگری حرفه ای برای دستیابی به نتایج با کیفیت ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید